هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از سایه‌ای سخن می‌گوید که بر گلستان قامت رعنا می‌افکند و تأثیرات عمیق عشق و جمال معشوق را توصیف می‌کند. شاعر از مفاهیمی مانند عشق، جمال، حق‌پرستی، و تلاش در راه طلب سخن می‌گوید و با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌های عمیق، احساسات و تجربیات عرفانی خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۵۷۵ - سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند

سایه تا بر گلستان آن قامت رعنا فکند
شاخ گل را رعشه از کف ساغر صهبا فکند ۱

آنچنان کز خط کشیدن صفحه باطل می شود
جلوه او یک خیابان سرو را از پافکند ۲

چون سپند آید سویدا در دل عاشق به رقص
پرده تا از روی خود آن آتشین سیما فکند ۳

با وجود مغز، لایق نیست پیچیدن به پوست
حق پرستی هر دو عالم را زچشم مافکند ۴

شد ره خوابیده هم پرواز با موج سراب
تا غزال وحشی من سایه بر صحرافکند ۵

هر که پشت پا نزد بر خواب در راه طلب
کی به منزل می تواند پا به روی پافکند ۶

من به آهی کوه غم از پیش دل برداشتم
رخنه ها فرهاد اگر از تیشه در خار افکند ۷

سوزنی صائب بود در عالم تجرید بار
در میاه راه بار خود ازان عیسی فکند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۷۴ - از نزاکت رنگ اگر بر چهره گل بشکند
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷۶ - گر نمک در باده آن کان ملاحت افکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.