خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که مضامین عشق، رحمت، شجاعت، و بخشش را بررسی میکند. شاعر از قدرت عشق و تأثیر آن بر زندگی انسان سخن میگوید، همچنین بر اهمیت رحمت به ضعیفان و ناتوانان تأکید دارد. در ادامه، به ارزش شرم و کرم اشاره میکند و در پایان، از نیاز به خودنگهداری و هوشیاری سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند «از گلوی خود بریدن وقت حاجت همت است» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا دشوار باشد.
غزل ۲۵۷۸ - سایه بر هر کس که آن سرو خرامان افکند
سایه بر هر کس که آن سرو خرامان افکند
رعشه چون آب روانش بر رگ جان افکند ۱
عشق بالا دست هر کس را که برگیرد زخاک
آسمان را بر زمین چون سایه آسان افکند ۲
پرده ناموس نتواند حریف عشق شد
بادبان چون پرده بر رخسار طوفان افکند؟ ۳
از گلوی خود بریدن وقت حاجت همت است
ورنه هر کس گاه سیری پیش سگ نان افکند ۴
هر که را شرم کرم در زیر دامان پرورد
در دل شب سایلان را زر به دامان افکند ۵
هر که اینجا جمع سازد خویش را، فردای حشر
خویش را چون قطره در دریای غفران افکند ۶
رحم کن بر ناتوانان کز دهان شکوه مور
می تواند رخنه در ملک سلیمان افکند ۷
بر ضعیفان رحم کردن، رحم بر خود کردن است
وای بر شیری که آتش در نیستان افکند ۸
من چسان صائب نگهداری کنم خود را، که خضر
خویش را دانسته در چاه زنخدان افکند ۹
رعشه چون آب روانش بر رگ جان افکند ۱
عشق بالا دست هر کس را که برگیرد زخاک
آسمان را بر زمین چون سایه آسان افکند ۲
پرده ناموس نتواند حریف عشق شد
بادبان چون پرده بر رخسار طوفان افکند؟ ۳
از گلوی خود بریدن وقت حاجت همت است
ورنه هر کس گاه سیری پیش سگ نان افکند ۴
هر که را شرم کرم در زیر دامان پرورد
در دل شب سایلان را زر به دامان افکند ۵
هر که اینجا جمع سازد خویش را، فردای حشر
خویش را چون قطره در دریای غفران افکند ۶
رحم کن بر ناتوانان کز دهان شکوه مور
می تواند رخنه در ملک سلیمان افکند ۷
بر ضعیفان رحم کردن، رحم بر خود کردن است
وای بر شیری که آتش در نیستان افکند ۸
من چسان صائب نگهداری کنم خود را، که خضر
خویش را دانسته در چاه زنخدان افکند ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۷۷ - کو نواسنجی که در مغز جهان شور افکند؟
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷۹ - گریه من آب در جوی سحر می افکند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.