هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، شاعر پرآوازهٔ سبک هندی، سرشار از مضامین عاشقانه، عرفانی و اجتماعی است. شعر با تصاویر زیبا و استعاره‌های پیچیده، از عشق، درد فراق، دیوانگی عاشقانه، و ناله‌های جانسوز سخن می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مسائل اجتماعی مانند شورش و آزادی‌خواهی دارد.
رده سنی: 16+ متن شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند شورش و دیوانگی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۲۵۸۴ - حرف آن زلف از دل دیوانه ما شد بلند

حرف آن زلف از دل دیوانه ما شد بلند
این شب کوتاه از افسانه ما شد بلند ۱

حلقه ها در گوش مرغان حرم خواهد کشید
بانگ ناقوسی که از بتخانه ما شد بلند ۲

نغمه شوخی که زد بر کاسه منصور سنگ
دور اول از لب پیمانه ما شد بلند ۳

آسمان سنگدل را چشم اشک آلود ساخت
دود آهی کز مصیبت خانه ما شد بلند ۴

کرد شهری هر کجا دیوانه ای در دشت بود
شورشی کز بازی طفلانه ما شد بلند ۵

خون دل را پیش ازین می داشتند از هم دریغ
این صلا از گوشه میخانه ما شد بلند ۶

خاکساری بود چون اکسیر مستور از نظر
این غبار از آستان خانه ما شد بلند ۷

خودستایی نیست کار عشق، ورنه دست شمع
بهر دامنگیری پروانه ما شد بلند ۸

گردن آهونگاهان اینقدر رعنا نبود
از تماشای دل دیوانه ما شد بلند ۹

ناله جانسوز، صائب در غبار سرمه بود
این ترنم چون سپند از دانه ما شد بلند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۸۳ - خنده چون زان غنچه مستور می گردد بلند
گوهر بعدی:غزل ۲۵۸۵ - نور شمع طور کی گردد زهر محفل بلند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.