هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس غربت، بی‌اعتنایی دیگران و ناامیدی خود می‌گوید. او با استفاده از استعاره‌های مختلف مانند «خالی چون کدو»، «برگ تاک» و «سنگ در سبو» به بیان دردهای درونی و ناملایمات زندگی می‌پردازد. همچنین، اشاره‌ای به انتظارات نابجا از سوی دیگران و تلاش برای حفظ آبرو دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۵۹۸ - نیستم غمگین که خالی چون کدویم می کنند

نیستم غمگین که خالی چون کدویم می کنند
کز می گلرنگ صاحب آبرویم می کنند ۱

دست من چون برگ تاک از رعشه ساغر گیر نیست
باده چون مینا دگرها در گلویم می کنند ۲

گرچه می سازم جهانی را زصهبا تر دماغ
هر کجا سنگی است در کار سبویم می کنند ۳

می شود بر دیده من عالم روشن سیاه
جای می گر آب حیوان در کدویم می کنند ۴

گرچه بیقدرم، ولی از دیده چون غایب شوم
همچو ماه عید مردم جستجویم می کنند ۵

می کنند از من توقع صد دعای مستجاب
مشت آبی گر کرم بهر وضویم می کنند ۶

کار سوزن می کند با سینه صدچاک من
رشته مریم اگر صرف رفویم می کنند ۷

می کنم شکر بخیلان از کریمان بیشتر
کز ره امساک حفظ آبرویم می کنند ۸

از تسلیم چون شکر گوارا می کنم
زهر اگر صائب حریفان در گلویم می کنند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۹۷ - هر کجا خوبان چراغ دلبری بر می کنند
گوهر بعدی:غزل ۲۵۹۹ - سالکان خودنما قطع بیابان می کنند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.