خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناکامیها، انتظارات و ناامیدیهای زندگی است. او از داغ دل، خجالت، عطش معنوی، و بیاعتنایی به ارزشهای واقعی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به توکل و ایمان دارد و از نابسامانیهای روزگار شکایت میکند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۶۰۷ - داغ ناسور مرا گر بر دل صحرا نهند
داغ ناسور مرا گر بر دل صحرا نهند
از خجالت لاله ها بر کوه پا بالا نهند ۱
از لب پیمانه ها خیزد نوای العطش
پنبه مغز مرا گر بر سر مینا نهند ۲
این عزیزانی که من در مصر دولت دیده ام
در ترازو جنس یوسف را به استغنا نهند ۳
کشتی جمعی که دارد از توکل بادبان
بیشتر در غیر موسم روی در دریا نهند ۴
پرتو رویش چنین گر مجلس افروزی کند
زود باشد شمعها سر را به جای پا نهند ۵
غنچه خسبانی که سر پیچیده اند از روزگار
سر چو صائب بر سر زانوی استغنا نهند ۶
از خجالت لاله ها بر کوه پا بالا نهند ۱
از لب پیمانه ها خیزد نوای العطش
پنبه مغز مرا گر بر سر مینا نهند ۲
این عزیزانی که من در مصر دولت دیده ام
در ترازو جنس یوسف را به استغنا نهند ۳
کشتی جمعی که دارد از توکل بادبان
بیشتر در غیر موسم روی در دریا نهند ۴
پرتو رویش چنین گر مجلس افروزی کند
زود باشد شمعها سر را به جای پا نهند ۵
غنچه خسبانی که سر پیچیده اند از روزگار
سر چو صائب بر سر زانوی استغنا نهند ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۰۶ - گر چنین خوبان صلای جام الفت می دهند
گوهر بعدی:غزل ۲۶۰۸ - منکران چون دیده شرم و حیا بر هم نهند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.