خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند تقدیر، عرفان، خودشناسی، و وحدت وجود می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند رزق ازلی، گذر از دنیا، محو شدن در هستی، و اهمیت بینش درونی سخن می‌گوید. همچنین، به نقش عشق و پیوند دلها و تفاوت بین ظاهر و باطن اشاره می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به تفسیر دارند که ممکن است برای سنین پایین نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۲۶۱۲ - رزق هر کس چون صدف از عالم بالا بود

رزق هر کس چون صدف از عالم بالا بود
فارغ از چین جبین موجه دریا بود ۱

از دو عالم در گذشتم تا شدم فرد از جهان
زور بر راه آورد چون راهرو تنها بود ۲

محو گردد نقش هستی دل چو گردد صیقلی
جوهر فولاد در آیینه ناپیدا بود ۳

سرمه بیداری دزدست خواب پاسبان
می رود ایمان به غارت دل چو نابینا بود ۴

گر فتد بینا و نابینا به چاهی از قضا
زان میان خجلت نصیب دیده بینا بود ۵

نیست صدر و آستان در مجلس روشندلان
جای کف مانند عنبر بر سر دریا بود ۶

از تبسم چون دهد پیوند دلها را به هم؟
آن که از چین جبین شیرازه دلها بود ۷

گفتگوی طوطیان صائب سراسر قالبی است
هر که بی تعلیم می گوید سخن گویا بود ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۱۱ - دم زخواهش چون مصفا شد دم عیسی بود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱۳ - آسمان تا بود، با ما بر سر بیداد بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.