هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق، رهایی از تعلقات دنیوی، روشنایی درون، و رسیدن به حقیقت از طریق تهی شدن از خود اشاره دارد. شاعر از عناصری مانند عیسی، ید بیضا، و عنقا برای بیان مفاهیم عمیق عرفانی استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۲۶۱۱ - دم زخواهش چون مصفا شد دم عیسی بود

دم زخواهش چون مصفا شد دم عیسی بود
دست چون شد از طمع کوته ید بیضا بود ۱

هیچ روزن بی فروغ آفتاب فیض نیست
دیده سوزن به کار خویشتن بینا بود ۲

در سواد شهر نتوان عشق را پوشیده داشت
پرده اسرار عاشق دامن صحرا بود ۳

چشم ما از خاک عزلت می پذیرد روشنی
صیقل آیینه ما شهپر عنقا بود ۴

هر که از خود شد تهی، پر شد زآب زندگی
از سبکباری کدو تاج سر دریا بود ۵

مجلس آرایی به دستوری که باید کرده اند
نور آگاهی اگر در دیده بینا بود ۶

مدعا از وصل، لب از بوسه شیرین کردن است
روز ماتم بهتر از عیدی که بی حلوا بود ۷

پرتو شمع تجلی را نپوشد لاله زار
فکر صائب در میان فکرها پیدا بود ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۱۰ - بر دل بی آرزو زندان تن صحرا بود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱۲ - رزق هر کس چون صدف از عالم بالا بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.