هوش مصنوعی: این متن شعری است که از مفاهیمی مانند عشق، غرور، رنج‌های زندگی، ناامیدی و امید، و طبیعت استفاده می‌کند. شاعر از تصاویر نمادین مانند پروانه، سیلاب حوادث، کشتی، و کعبه برای بیان احساسات و تجربیات خود بهره می‌برد. در نهایت، متن به نوعی نقد از زندگی و شرایط انسان می‌پردازد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۲۶۱۵ - از سعادت در دماغش بیضه پندار بود

از سعادت در دماغش بیضه پندار بود
مغز مغرور هما را استخوان در کار بود ۱

عشق در هر دل که شمع بیقراری بر فروخت
اولین پروانه اش مهر لب اظهار بود ۲

خانه ما در پناه پستی دیوار ماند
ورنه سیلاب حوادث سخت بی زنهار بود ۳

گفتم از گردون گشاید کار من، شد بسته تر
آن که روشنگر تصور کردمش زنگار بود ۴

تا دماغ ما به هوش آمد جهان افسرده گشت
عید طفلان بود تا دیوانه در بازار بود ۵

سرو در قید رعونت ماند از آزادگی
عجب ما را گوشمال بندگی در کار بود ۶

پرده گوش اجابت شبنم از سیماب داشت
بلبل بی طالع ما تا درین گلزار بود ۷

شب که بی روی تو در پیمانه می می ریختم
خنده مینا به گوشم ناله بیمار بود ۸

تا فکندم بار خلق از دوش، افتادم زپای
کشتی من در گرانباری سبکرفتار بود ۹

تا نیفتادم، ندیدم کعبه مقصود را
در میان ما همین استادگی دیوار بود ۱۰

نیست حق تربیت صائب به من آیینه را
طوطی من در حریم بیضه خوش گفتار بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۶۱۴ - ای خط بیرحم ازان عارض دمیدن زود بود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱۶ - یوسف ما در دل چه بر سر بازار بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.