هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات مختلفی مانند عشق، رنج، صبر، هشیاری و سبکباری میپردازد. شاعر از تلخی مرگ، سختیهای زندگی، و ناگزیری بیداری در مقابل حقایق زندگی سخن میگوید. همچنین، به اهمیت صبر در برابر مشکلات و سبکباری در سفر زندگی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و رنج ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد یا برای آنها سنگین باشد.
غزل ۲۶۳۵ - اهل دل را خواب تلخ مرگ بیداری بود
اهل دل را خواب تلخ مرگ بیداری بود
شب زشکر خواب ما را خط بیزاری بود ۱
سنگ راهی نیست چون تعجیل در راه طلب
ریگ دایم در سفر از نرم رفتاری بود ۲
بی شعوران را نسازد بیخبر رطل گران
مست گردیدن زصهبا فرع هشیاری بود ۳
ما عبث در عشق دندان بر جگر می افشریم
بخیه بیکارست زخم تیغ چون کاری بود ۴
در صدف گوهر زسنگینی گردیده است
کف به روی دست دریا از سبکباری بود ۵
می توان پوشید چشم از هر چه می آید به چشم
آنچه نتوان چشم ازان پوشید بیداری بود ۶
سختی ایام را صائب گوارا کن به صبر
چاره این راه ناهموار همواری بود ۷
شب زشکر خواب ما را خط بیزاری بود ۱
سنگ راهی نیست چون تعجیل در راه طلب
ریگ دایم در سفر از نرم رفتاری بود ۲
بی شعوران را نسازد بیخبر رطل گران
مست گردیدن زصهبا فرع هشیاری بود ۳
ما عبث در عشق دندان بر جگر می افشریم
بخیه بیکارست زخم تیغ چون کاری بود ۴
در صدف گوهر زسنگینی گردیده است
کف به روی دست دریا از سبکباری بود ۵
می توان پوشید چشم از هر چه می آید به چشم
آنچه نتوان چشم ازان پوشید بیداری بود ۶
سختی ایام را صائب گوارا کن به صبر
چاره این راه ناهموار همواری بود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۳۴ - روح را در تنگنای جسم کی شادی بود؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۳۶ - چند دستم شانه زلف پریشانی بود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.