هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره ناامیدی، آرزوهای بربادرفته، پشیمانی و جستجوی معنا در زندگی است. تصاویر شاعرانه مانند زلف پریشان، زندانی آرزو، اشک ندامت و گلستان، به مضامین عشق، رنج و امید اشاره دارند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربه زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان بیشتر دیده میشود. همچنین، برخی از اشارات مانند ناامیدی و پشیمانی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۲۶۳۶ - چند دستم شانه زلف پریشانی بود؟
چند دستم شانه زلف پریشانی بود؟
آرزو در سینه من چند زندانی بود؟ ۱
می شود ز اشک ندامت دانه امید سبز
سرخ رویی لاله باغ پشیمانی بود ۲
کو جنون تا سر به صحرایم دهد چون گردباد؟
تا به کی کس نقش دیوار تن آسانی بود؟ ۳
خار را بر دامن اهل تجرد دست نیست
جامه فتحی که می گویند، عریانی بود ۴
جبهه وا کرده یک گل در گلستانت نهشت
باغبان باغ باید غنچه پیشانی بود ۵
سبزه زیر سنگ نتوانست قامت راست کرد
چون امید سرفرازی با گرانجانی بود؟ ۶
از کشاکش صائب ارباب تجرد فارغند
خار را کی دست بر دامان عریانی بود؟ ۷
آرزو در سینه من چند زندانی بود؟ ۱
می شود ز اشک ندامت دانه امید سبز
سرخ رویی لاله باغ پشیمانی بود ۲
کو جنون تا سر به صحرایم دهد چون گردباد؟
تا به کی کس نقش دیوار تن آسانی بود؟ ۳
خار را بر دامن اهل تجرد دست نیست
جامه فتحی که می گویند، عریانی بود ۴
جبهه وا کرده یک گل در گلستانت نهشت
باغبان باغ باید غنچه پیشانی بود ۵
سبزه زیر سنگ نتوانست قامت راست کرد
چون امید سرفرازی با گرانجانی بود؟ ۶
از کشاکش صائب ارباب تجرد فارغند
خار را کی دست بر دامان عریانی بود؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۳۵ - اهل دل را خواب تلخ مرگ بیداری بود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۳۷ - یاد ایامی که گلچین در گلستانت نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.