هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان احساسات غمگین، ناامیدی و عشق میپردازد. شاعر از دلهای غمگین، عاشقان، تیرهروزان و مشکلات زندگی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند تسلیم، صبر و ریشهدواندن علایق در دلهای سنگین اشاره میکند. همچنین، از طبیعت و عناصری مانند باران، دریا و گلستان برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به تفسیر و درک بیشتری دارند که مناسب سنین بالاتر است.
غزل ۲۶۶۱ - کی دل غمگین به زور آه و افغان وا شود؟
کی دل غمگین به زور آه و افغان وا شود؟
از گشاد تیر هیهات است پیکان وا شود ۱
ریزش پوشیده می خواهد گدای بی سؤال
عاشقان را دل ز شکرخند پنهان وا شود ۲
از هلال عید دارد دل عبث چشم گشاد
کی گره با ناخن شیر از نیستان وا شود؟ ۳
تیره روزانند باغ دلگشای یکدگر
دل چو پیوندد به آن زلف پریشان وا شود ۴
چرخ از بیم فضولی روترش دارد مدام
میزبان سفله کی بر روی مهمان وا شود؟ ۵
مانده ای ز آلوده دامانی تو در زندان جسم
ور نه از دیوار در بر ماه کنعان وا شود ۶
کارهای بسته را درمان به جز تسلیم نیست
دیده پوشیده چون گردید حیران وا شود ۷
در دل سنگین، علایق می دواند ریشه سخت
از سلیمانی کجا زنار آسان وا شود؟ ۸
بیغمان را نیست ره در خلوت ارباب حال
غنچه خسبان را کجا دل از گلستان وا شود؟ ۹
گر چه نگشاید گره از رشته های پر گره
دایم از باران گره از کار مستان وا شود ۱۰
بحر گوهردار را صائب بود تلخی بجا
چین مناسب نیست از ابروی دربان وا شود ۱۱
از گشاد تیر هیهات است پیکان وا شود ۱
ریزش پوشیده می خواهد گدای بی سؤال
عاشقان را دل ز شکرخند پنهان وا شود ۲
از هلال عید دارد دل عبث چشم گشاد
کی گره با ناخن شیر از نیستان وا شود؟ ۳
تیره روزانند باغ دلگشای یکدگر
دل چو پیوندد به آن زلف پریشان وا شود ۴
چرخ از بیم فضولی روترش دارد مدام
میزبان سفله کی بر روی مهمان وا شود؟ ۵
مانده ای ز آلوده دامانی تو در زندان جسم
ور نه از دیوار در بر ماه کنعان وا شود ۶
کارهای بسته را درمان به جز تسلیم نیست
دیده پوشیده چون گردید حیران وا شود ۷
در دل سنگین، علایق می دواند ریشه سخت
از سلیمانی کجا زنار آسان وا شود؟ ۸
بیغمان را نیست ره در خلوت ارباب حال
غنچه خسبان را کجا دل از گلستان وا شود؟ ۹
گر چه نگشاید گره از رشته های پر گره
دایم از باران گره از کار مستان وا شود ۱۰
بحر گوهردار را صائب بود تلخی بجا
چین مناسب نیست از ابروی دربان وا شود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۶۰ - عشق راهی نیست کان را منزلی پیدا شود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۶۲ - در جهان بی نیاز خاک سیم و زر شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.