خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند ارزش آبرو و گوهر درونی، رنج و رشد روح، عشق و آزادی، و امید در ناامیدی میپردازد. با استفاده از تصاویر شعری مانند گوهر، ماه، سبزه، و بلبل، شاعر مفاهیم عمیق انسانی و معنوی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایینتر نامفهوم باشد.
غزل ۲۶۶۲ - در جهان بی نیاز خاک سیم و زر شود
در جهان بی نیاز خاک سیم و زر شود
آبرو را چون کنی گردآوری گوهر شود ۱
جان روشن از گداز جسم می بالد به خود
می زند ناخن به دلها ماه چون لاغر شود ۲
شکر می سازد شکایت را دل خرسند ما
سبزه زنگار در شمشیر ما جوهر شود ۳
حسن لیلی در بیابان گر چنین شور افکند
دامن صحرا به مجنون دامن محشر شود ۴
خط آزادی است سرو و بید را بی حاصلی
سنگ می بارد به هر نخلی که بارآور شود ۵
تا چه گلها بشکفد از خار در پیراهنش
دردمندی را که گل در پیرهن اخگر شود ۶
بلبل ما در حریم بیضه سیر آهنگ بود
عشق در گهواره چون عیسی سخن گستر شود ۷
بی وجودی آدمی را می کند صاحب وجود
فرد هستی از خط باطل نکو محضر شود ۸
چون هوا مغلوب شد تخت سلیمان می شود
بادبان چون غوطه در دریا زند لشگر شود ۹
منتهای ناامیدی اول امیدهاست
دست و پا از کار چون افتاد بال و پر شود ۱۰
از دهان پاک می گردد سخن کامل عیار
قطره چون افتاد در دست صدف گوهر شود ۱۱
نیست اهل حال را صائب زبان قیل و قال
بر نمی آید نفس از نی چو پرشکر شود ۱۲
آبرو را چون کنی گردآوری گوهر شود ۱
جان روشن از گداز جسم می بالد به خود
می زند ناخن به دلها ماه چون لاغر شود ۲
شکر می سازد شکایت را دل خرسند ما
سبزه زنگار در شمشیر ما جوهر شود ۳
حسن لیلی در بیابان گر چنین شور افکند
دامن صحرا به مجنون دامن محشر شود ۴
خط آزادی است سرو و بید را بی حاصلی
سنگ می بارد به هر نخلی که بارآور شود ۵
تا چه گلها بشکفد از خار در پیراهنش
دردمندی را که گل در پیرهن اخگر شود ۶
بلبل ما در حریم بیضه سیر آهنگ بود
عشق در گهواره چون عیسی سخن گستر شود ۷
بی وجودی آدمی را می کند صاحب وجود
فرد هستی از خط باطل نکو محضر شود ۸
چون هوا مغلوب شد تخت سلیمان می شود
بادبان چون غوطه در دریا زند لشگر شود ۹
منتهای ناامیدی اول امیدهاست
دست و پا از کار چون افتاد بال و پر شود ۱۰
از دهان پاک می گردد سخن کامل عیار
قطره چون افتاد در دست صدف گوهر شود ۱۱
نیست اهل حال را صائب زبان قیل و قال
بر نمی آید نفس از نی چو پرشکر شود ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۶۱ - کی دل غمگین به زور آه و افغان وا شود؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۶۳ - بر سبکروحان چو عیسی سوزنی لنگر شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.