خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی به بیان احساسات عمیق و دردهای عاشقانه میپردازد. شاعر از نالههای شبانه، شورش دیوانهوار، زخمهای تیغ تیز، و شکایت عاشقان سخن میگوید. همچنین، اشارهای به نقش دایه و محبت او دارد و در پایان، خندهای بیتدبیر را توصیف میکند که مانند گلی در آتش خجلت میسوزد.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۷۴۱ - راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد
راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد
شورش دیوانه را زنجیر بیرون می دهد ۱
نیست از سنگین دلیها گر نگریم در وداع
زخم تیغ تیز خون را دیر بیرون می دهد ۲
شکر می گردد شکایت بر زبان عاشقان
می خورد خون، جوهر این شمشیر بیرون می دهد ۳
دایه هر خونی که از بدخویی طفلان خورد
از محبت در لباس شیر بیرون می دهد ۴
می شود صائب چو گل از آتش خجلت کباب
خنده را هرکس که بی تدبیر بیرون می دهد ۵
شورش دیوانه را زنجیر بیرون می دهد ۱
نیست از سنگین دلیها گر نگریم در وداع
زخم تیغ تیز خون را دیر بیرون می دهد ۲
شکر می گردد شکایت بر زبان عاشقان
می خورد خون، جوهر این شمشیر بیرون می دهد ۳
دایه هر خونی که از بدخویی طفلان خورد
از محبت در لباس شیر بیرون می دهد ۴
می شود صائب چو گل از آتش خجلت کباب
خنده را هرکس که بی تدبیر بیرون می دهد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۴۰ - عارفان را نکهت سیب ذقن جان می دهد
گوهر بعدی:غزل ۲۷۴۲ - چشم او تعلیم رم کردن به آهو می دهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.