خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند عشق، رنج، صبر و قناعت سخن میگوید. شاعر از تاریکیهای زندگی و نیاز به نور امید میگوید و اشاره میکند که عشق با تمام سختیهایش ارزش تحمل دارد. همچنین، از تلاشهای بیثمر و تغییر شرایط زندگی خود صحبت میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناامیدی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۷۷۱ - روز روشن می کند چون لاله می دل را سیاه
روز روشن می کند چون لاله می دل را سیاه
در شب تاریک باید باده روشن کشید ۱
بر نیامد از زبردستان کسی با آسمان
گوش تا گوش این کمان را آه گرم من کشید ۲
پیش ازین می ریختم در ریگ روغن را چو آب
این زمان از ریگ می باید مرا روغن کشید ۳
از قناعت بیش شد منت پذیریهای من
باید از هر دانه اکنون ناز صد خرمن کشید ۴
از ملامت ترک نتوان کرد شغل عشق را
پا به زخم خار نتوان صائب از گلشن کشید ۵
تا ازین ویرانه آن خورشید رو دامن کشید
آه میل آتشین در دیده روزن کشید ۶
در دل سخت تو را هم نیست، ورنه جذب من
بارها آتش زسنگ و آب از آهن کشید ۷
در شب تاریک باید باده روشن کشید ۱
بر نیامد از زبردستان کسی با آسمان
گوش تا گوش این کمان را آه گرم من کشید ۲
پیش ازین می ریختم در ریگ روغن را چو آب
این زمان از ریگ می باید مرا روغن کشید ۳
از قناعت بیش شد منت پذیریهای من
باید از هر دانه اکنون ناز صد خرمن کشید ۴
از ملامت ترک نتوان کرد شغل عشق را
پا به زخم خار نتوان صائب از گلشن کشید ۵
تا ازین ویرانه آن خورشید رو دامن کشید
آه میل آتشین در دیده روزن کشید ۶
در دل سخت تو را هم نیست، ورنه جذب من
بارها آتش زسنگ و آب از آهن کشید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۷۷۰ - با زمین گیری کمان آسمان نتوان کشید
گوهر بعدی:غزل ۲۷۷۲ - زلف او موی سفید نافه را در خون کشید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.