هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق، درد و رنج عاشق، ناامیدی، و شرایط ناسازگار زمانه سخن می‌گوید. شاعر از عشق به عنوان تجربه‌ای آتشین و دردناک یاد می‌کند که گویی بهشتی جز رنج ندارد. همچنین، او از ناسازگاری روزگار و ظلم‌های موجود در جهان شکایت دارد و به مفاهیمی مانند امید، عذاب، و رهایی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و اجتماعی است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۲۷۹۳ - دل از امید وصلش هر زمان در پیچ و تاب افتد

دل از امید وصلش هر زمان در پیچ و تاب افتد
وگرنه خضر هیهات است در دام سراب افتد ۱

بهشتی نیست غیر از درد و داغ عشق عاشق را
کز آتش دور چون گردد سمندر در عذاب افتد ۲

شکوه حسن او در دستها نگذاشت گیرایی
زجوش گل مگر چون غنچه از رویش نقاب افتد ۳

چنان ناسازگاری عام شد در روزگار ما
که می ترسم زشبنم گل به چشم آفتاب افتد ۴

فلک را می کشد در خاک و خون اقبال عشق او
رهایی نیست صیدی را که در چنگ عقاب افتد ۵

چو آید در سخن لعل لب سنجیده گفتارش
زبی مغزی گهر بر روی دریا چون حباب افتد ۶

زخاموشی چنان وحشی ز ارباب سخن گشتم
که می ریزد دلم هر گاه چشمم بر کتاب افتد ۷

مشوای تندخو غافل ز آب چشم مظلومان
که در دریای آتش شور از اشک کباب افتد ۸

غم فردای محشر غافلان را می گزد صائب
ندارد از حساب اندیشه هر کس خود حساب افتد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۹۲ - مبادا بر سر من سایه بال هما افتد
گوهر بعدی:غزل ۲۷۹۴ - به زهر چشم بتوان کشت دشمن را چوکار افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.