هوش مصنوعی:
این متن به بیان دردها و رنجهای زندگی میپردازد و از عاقلانی سخن میگوید که در دام مشکلات گرفتار میشوند. همچنین، به عشق و دلبستگیهای دردآور و شوخیهای تلخ اشاره دارد که مانند بلای جان هستند. شاعر از دلبستگی به چیزهایی که باعث رنج میشوند سخن میگوید و در نهایت، به خطرات عشق و آرزوهای نابالغ اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج، عشق دردآور و مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۲۸۰۳ - مگو عاقل کجا در محنت ایام می افتد
مگو عاقل کجا در محنت ایام می افتد
که مرغ زیرک اینجا بیشتر در دام می افتد ۱
به ناسازی سری در حلقه سوداییان دارم
که در مغز آتشم از روغن بادام می افتد ۲
به حرف تلخ خود را در نظرها می کند شیرین
بلای جان بود شوخی که خوش دشنام می افتد ۳
چنان دلبستگی دارم به اسباب گرفتاری
که می سوزم اگر خاری به چشم دام می افتد ۴
مزن فال هم آغوشی به آتش طلعتان صائب
که در پروانه آتش ز آرزوی خام می افتد ۵
که مرغ زیرک اینجا بیشتر در دام می افتد ۱
به ناسازی سری در حلقه سوداییان دارم
که در مغز آتشم از روغن بادام می افتد ۲
به حرف تلخ خود را در نظرها می کند شیرین
بلای جان بود شوخی که خوش دشنام می افتد ۳
چنان دلبستگی دارم به اسباب گرفتاری
که می سوزم اگر خاری به چشم دام می افتد ۴
مزن فال هم آغوشی به آتش طلعتان صائب
که در پروانه آتش ز آرزوی خام می افتد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۰۲ - زجوش مغز هر دم از سرم دستار می افتد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۰۴ - به زخم کهنه شور از زخمهای تازه می افتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.