هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق و پیچیدهای مانند عشق، تنهایی، بیوطنی و ناتوانی در پذیرش شرایط است. شاعر از عشق به عنوان نیرویی فراتر از محدودیتها یاد میکند که حتی رنگ و نشان در برابر آن بیمعناست. همچنین، او از تنهایی در میان جمع و بیوطنی به دلیل جوهر ذاتی خود سخن میگوید. شعر با اشاره به مجنون و صائب، بر شکوه و عظمت عشق تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با استفاده از استعارهها و اشارات ادبی پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میسازد. همچنین، برخی مضامین مانند بیوطنی و تنهایی ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۲۸۰۶ - سرشک تلخ من در گنبد خضرا نمی گنجد
سرشک تلخ من در گنبد خضرا نمی گنجد
که می پرزور چون افتاد در مینا نمی گنجد ۱
به بیرنگی قناعت کن اگر با عشق یکرنگی
که هر جا عشق آمد رنگ در سیما نمی گنجد ۲
نمی دانم چه خواهد بود احوال گرانجانان
که تنهایی در آن وحدت سرا تنها نمی گنجد ۳
مرا کرد از وطن آواره آخر جوهر ذاتی
که گوهر چون یتیم افتاد در دریا نمی گنجد ۴
دلیلی بر شکوه عشق ازین افزون نمی باشد
که مجنون با کمال ضعف در صحرا نمی گنجد ۵
برون تا رفتم از خود تنگ شد روی زمین بر من
که از خود هر که بیرون رفت در دنیا نمی گنجد ۶
اگر بیعانه خواهد زلف او عقل و دل و دین را
بده صائب که چند و چون درین سودا نمی گنجد ۷
که می پرزور چون افتاد در مینا نمی گنجد ۱
به بیرنگی قناعت کن اگر با عشق یکرنگی
که هر جا عشق آمد رنگ در سیما نمی گنجد ۲
نمی دانم چه خواهد بود احوال گرانجانان
که تنهایی در آن وحدت سرا تنها نمی گنجد ۳
مرا کرد از وطن آواره آخر جوهر ذاتی
که گوهر چون یتیم افتاد در دریا نمی گنجد ۴
دلیلی بر شکوه عشق ازین افزون نمی باشد
که مجنون با کمال ضعف در صحرا نمی گنجد ۵
برون تا رفتم از خود تنگ شد روی زمین بر من
که از خود هر که بیرون رفت در دنیا نمی گنجد ۶
اگر بیعانه خواهد زلف او عقل و دل و دین را
بده صائب که چند و چون درین سودا نمی گنجد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۰۵ - به فکر عاقبت عاشق نه از غفلت نمی افتد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۰۷ - کسی تا کی به دامان شب و آه سحر پیچد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.