هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند فقر، عشق، صبر، عدالت و رهایی از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر از دردها و رنج‌های عاشقانه سخن می‌گوید و به دنبال معنایی عمیق‌تر در زندگی است. استفاده از استعاره‌هایی مانند یوسف و پیراهنش، مجنون و لیلی، و دشت پر وحشت، بر غنای ادبی متن افزوده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات تاریخی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۸۲۰ - در ایام تهیدستی فغان صاحب اثر گردد

در ایام تهیدستی فغان صاحب اثر گردد
ندارد ناله جانسوز چون نی پر شکر گردد ۱

اگر یوسف چنین از پیر کنعان باخبر گردد
زکنعان بوی پیراهن گریبان چاک برگردد ۲

نمی گیرد به خود نقش قدم این دشت پروحشت
مگر بوی جگر ما را به مجنون راهبر گردد ۳

مده در بحر هستی لنگر تسلیم را از کف
که هر چینی که بر ابروزنی موج خطر گردد ۴

نمی سوزد به بیمار محبت دل طبیبان را
زبیتابی مگر خون در رگ ما نیشتر گردد ۵

محال است از محیط خودنمایی سر برآوردن
کدامین عکس را دیدی که از آیینه برگردد؟ ۶

ندارد می پرستی حاصلی غیر از سبکباری
خوشا مستی که از میخانه بی دستار برگردد ۷

دل عاشق به فکر سینه پر خون نمی افتد
به کنعان این عزیز از مصر هیهات است برگردد ۸

زسرو او کنار هر خس و خاری گلستان شد
همان آغوش ما چون حلقه از بیرون در گردد ۹

نمی آید زما عاجزکشی چون خصم کم فرصت
دم شمشیر ما از یک نگاه عجز برگردد ۱۰

یکی از چشم بندیهای عشق این است عاشق را
که همزانو بود با یار و دنبال خبر گردد ۱۱

نمی دارد ترازوی عدالت سنگ کم صائب
گذارد هر که دندان بر جگر صاحب گهر گردد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۱۹ - غم از سنگ ملامت نیست سرگرم محبت را
گوهر بعدی:غزل ۲۸۲۱ - مبادا دولت دنیا نصیب بد گهر گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.