هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زبان شاعری عاشق و مست بیان میشود. شاعر با استفاده از تصاویر و استعارات زیبا، احساسات خود را نسبت به معشوق و جهان اطرافش بیان میکند. او از زیبایی معشوق، مستی، عشق و رهایی سخن میگوید و از مفاهیمی مانند ماه، خورشید و شراب به عنوان نمادهایی برای بیان احساساتش استفاده میکند.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارات و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
غزل ۲۸۸۲ - تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی
تیغ را گَر تو چو خورشید دَمی رَنده زَنی
بر سَر و سَبْلَتِ این خنده زنان، خنده زَنی ۱
ژَنده پوشیدی و جامهیْ مَلِکی بَرکَندی
پاره پاره دلِ ما را تو بر آن ژَنده زَنی ۲
هر کِه بَندی ست، ازین آب و ازین گِل بِرَهَد
گَر تو یک بَند از آن طُرّه بَرین بَنده زَنی ۳
ساقیا عقل کجا مانَد یا شَرم و اَدَب
زان میِ لَعْل چو بر مَردمِ شَرمَنده زَنی؟ ۴
ماهْ فَربه شود آن سان که نگُنجَد در چَرخ
گَر تو تابی زِ رُخَت بر مَهِ تابنده زَنی ۵
ماه میگوید با زُهره که گَر مَست شَوی
زآنچه من مَست شُدم، ضَربِ پَراکَنده زَنی ۶
ماه تا ماهی ازین ساقیِ جان سَرمَستَند
نَقْد بِسْتان، تو چرا لاف زِ آینده زَنی؟ ۷
خیز، کِامْروز هُمایون و خوش و فَرخُندهست
خاصه که چَشم بر آن چهرهٔ فَرخُنده زَنی ۸
سَرِباز از کُلَه و، پاش ازین کُنْده غَمیست
بِرَهَد پاش اگر تیشه بَرین کُنْده زَنی ۹
هَله ای باز کُلَه بازدِهْ و پَر بِگُشا
وَقتِ آن شُد که بر آن دولتِ پاینده زَنی ۱۰
هَمچو مَنصور تو بر دار کُن این ناطِقه را
چو زنان چند بَرین پَنبه و پاغُنده زَنی ۱۱
بر سَر و سَبْلَتِ این خنده زنان، خنده زَنی ۱
ژَنده پوشیدی و جامهیْ مَلِکی بَرکَندی
پاره پاره دلِ ما را تو بر آن ژَنده زَنی ۲
هر کِه بَندی ست، ازین آب و ازین گِل بِرَهَد
گَر تو یک بَند از آن طُرّه بَرین بَنده زَنی ۳
ساقیا عقل کجا مانَد یا شَرم و اَدَب
زان میِ لَعْل چو بر مَردمِ شَرمَنده زَنی؟ ۴
ماهْ فَربه شود آن سان که نگُنجَد در چَرخ
گَر تو تابی زِ رُخَت بر مَهِ تابنده زَنی ۵
ماه میگوید با زُهره که گَر مَست شَوی
زآنچه من مَست شُدم، ضَربِ پَراکَنده زَنی ۶
ماه تا ماهی ازین ساقیِ جان سَرمَستَند
نَقْد بِسْتان، تو چرا لاف زِ آینده زَنی؟ ۷
خیز، کِامْروز هُمایون و خوش و فَرخُندهست
خاصه که چَشم بر آن چهرهٔ فَرخُنده زَنی ۸
سَرِباز از کُلَه و، پاش ازین کُنْده غَمیست
بِرَهَد پاش اگر تیشه بَرین کُنْده زَنی ۹
هَله ای باز کُلَه بازدِهْ و پَر بِگُشا
وَقتِ آن شُد که بر آن دولتِ پاینده زَنی ۱۰
هَمچو مَنصور تو بر دار کُن این ناطِقه را
چو زنان چند بَرین پَنبه و پاغُنده زَنی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸۸۱ - گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی
گوهر بعدی:غزل ۲۸۸۳ - چه حریصی که مرا بیخور و بیخواب کنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.