هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از زیبایی‌های طبیعت و معشوق سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند غنچه، لاله، و گلستان، احساسات عمیق عاشقانه و روحانی خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند ایمان، تهی‌مغزی، و عشق جاودانه دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۲۸۶۵ - زبالیدن ترا هر دم لباسی تازه می گردد

زبالیدن ترا هر دم لباسی تازه می گردد
نگنجد در قبا حسنی که بی اندازه می گردد ۱

که را ای غنچه لب این لعل میگون است از خوبان؟
که صد برگ از تماشایش گل خمیازه می گردد ۲

نباشد لاله ای حاجت جگرگاه بدخشان را
کجا رخسار او منت پذیر از غازه می گردد؟ ۳

زخط هر چند شد زیر و زبر مجموعه حسنت
همان از طاق ابروی تو ایمان تازه می گردد ۴

به دعوی لب گشودن می دهد یاد از تهی مغزی
که چون خم خالی از می شد بلند آوازه می گردد ۵

عزیزی هر که را در مصر هستی از سفر آید
مرا داغ دل گم گشته از نو تازه می گردد ۶

مرا گر خنده ای چون غنچه در سالی شود روزی
به لب تا از ته دل می رسد خمیازه می گردد ۷

زعاشق حسن صائب می شود مشهور در خوبی
گلستانی زیک بلبل بلند آوازه می گردد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۶۴ - به احسان خانه از سیل حوادث رسته می گردد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۶۶ - مگر قسمت مرا زان تیغ زخمی تازه می گردد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.