هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند غم، صبر، عشق، تقدیر و ناامیدی می‌پردازد. شاعر از ناتوانی انسان در برابر حوادث و تقدیر صحبت می‌کند و بر اهمیت خموشی و صبر در رسیدن به معانی عمیق تأکید دارد. همچنین، به ناامیدی از رسیدن به آرزوها و عشق اشاره می‌شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و غم نیاز به بلوغ فکری برای درک و پردازش دارند.

غزل ۲۸۹۷ - زخاطر ریشه غم دور ساغر بر نمی آرد

زخاطر ریشه غم دور ساغر بر نمی آرد
که صیقل از دل آیینه جوهر بر نمی آرد ۱

خموشی پیشه کن تا دامن معنی به دست آری
که بی پاس نفس غواص گوهر بر نمی آرد ۲

که زیر چرخ گردن می فرازد از تهی مغزی؟
که از تیر حوادث چون هدف پر بر نمی آرد ۳

عجب دارم که از مکتوب شوق آمیز من قاصد
چرا از پای خود پر چون کبوتر بر نمی آرد ۴

نفس چون راست سازم در حریم وصل آن بدخو؟
که دود عود آنجا سر زمجمر بر نمی آرد ۵

اسیر شش جهت را نیست جز تسلیم درمانی
که نقش این مهره را از قید ششدر برنمی آرد ۶

به بال کاغذین بیرون شدن من آرزو دارم
از ان آتش که بال و پر سمندر بر نمی آرد ۷

زحرف پوچ خجلت نیست نادان را، که می گوید
که تخم پوچ از مغز زمین سر برنمی آرد؟ ۸

ز زلف ماتمی آورد صائب شانه سر بیرون
زکار در هم ما هیچ کس سر بر نمی آرد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۸۹۶ - تماشای بتان از چشم خون بسیار می آرد
گوهر بعدی:غزل ۲۸۹۸ - زدام عشق عاشق را سفر بیرون نمی آرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.