خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناامیدی از وصال معشوق است. شاعر از غم و تشنگی عشق میگوید و به ناپایداری دنیا اشاره میکند. او همچنین از فریبندگی قدرت و ثروت دنیوی هشدار میدهد و بر بیثباتی آن تأکید میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با نگاه انتقادی به مسائل اجتماعی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مضامین ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۹۰۲ - کسی تاب خدنگ غمزه آن دلربا دارد
کسی تاب خدنگ غمزه آن دلربا دارد
که چون آیینه از جوهر زره زیرقبا دارد ۱
در آن وادی که من از تشنگی بر خاک می غلطم
سراب ناامیدی جلوه آن بقا دارد ۲
به اندک روزگاری تاک شد از سرو رعناتر
نگردد زیر دست آن کس که دستی در سخا دارد ۳
ندیدم یک نفس راحت زحس ظاهر و باطن
چه آسایش در آن کشور که ده فرمانروا دارد؟ ۴
من آن آتش نو امر غم که چون از یکدگر ریزم
زگرمی استخوانم شمع در راه هما دارد ۵
مرا بیطاقتی محروم دارد از وصال او
که از آتش شرر را اضطراب دل جدا دارد ۶
فریب دولت ده روزه دنیا مخور صائب
که آخر بدورق گرداندنی بال هما دارد ۷
که چون آیینه از جوهر زره زیرقبا دارد ۱
در آن وادی که من از تشنگی بر خاک می غلطم
سراب ناامیدی جلوه آن بقا دارد ۲
به اندک روزگاری تاک شد از سرو رعناتر
نگردد زیر دست آن کس که دستی در سخا دارد ۳
ندیدم یک نفس راحت زحس ظاهر و باطن
چه آسایش در آن کشور که ده فرمانروا دارد؟ ۴
من آن آتش نو امر غم که چون از یکدگر ریزم
زگرمی استخوانم شمع در راه هما دارد ۵
مرا بیطاقتی محروم دارد از وصال او
که از آتش شرر را اضطراب دل جدا دارد ۶
فریب دولت ده روزه دنیا مخور صائب
که آخر بدورق گرداندنی بال هما دارد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۰۱ - زمژگان که ناخن در فضای سینه می بارد؟
گوهر بعدی:غزل ۲۹۰۳ - مغیلان پای نازک طینتان را در حنا دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.