خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند عشق، بیقراری، جستجوی معنوی و ناامیدی سخن میگوید. شاعر بیان میکند که دل بیغم به سودا نمیرسد و جستجوی بیهدف نتیجهای ندارد. همچنین، اشاره میکند که سکوت گاهی امنترین راه است و روشنایی حقیقی تنها در دل یافت میشود.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و بیقراری ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۹۵۱ - دل بی غم نصیب از نقطه سودا نمی دارد
دل بی غم نصیب از نقطه سودا نمی دارد
که هرگز آب شیرین عنبر سارا نمی دارد ۱
بدار ای ناصح بیکار دست از جستجوی ما
که از خود رفته در دنبال نقش پا نمی دارد ۲
ندارد راه در دارالامان خامشی آفت
صدف اندیشه ای از تلخی دریا نمی دارد ۳
به نور شمع نتوان برد راه از خویشتن بیرون
که این ظلمت چراغی جز دل بیتا نمی دارد ۴
مکن از بیخودی منع دل سودایی صائب
که وحشت دیده دست از دامن صحرا نمی دارد ۵
که هرگز آب شیرین عنبر سارا نمی دارد ۱
بدار ای ناصح بیکار دست از جستجوی ما
که از خود رفته در دنبال نقش پا نمی دارد ۲
ندارد راه در دارالامان خامشی آفت
صدف اندیشه ای از تلخی دریا نمی دارد ۳
به نور شمع نتوان برد راه از خویشتن بیرون
که این ظلمت چراغی جز دل بیتا نمی دارد ۴
مکن از بیخودی منع دل سودایی صائب
که وحشت دیده دست از دامن صحرا نمی دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۵۰ - خیال تیغ سیرابش مرا جان تازه می دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۵۲ - هنرور را هنر گرد غم از دل برنمی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.