هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعات عشق، صبر، قناعت، و هشدار دربارهی خطرات دنیا و عشق میپردازد. شاعر از نور مهر و ماه به عنوان منبع روشنایی دل یاد میکند و بر بینیازی از شمع دیگر تأکید دارد. همچنین، به خطرات عشق و دنیا اشاره میکند و از عقل کوتهبین میخواهد که از می پرزور عشق حذر کند. در نهایت، شاعر به صبر و مقاومت در برابر سختیها اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات به خطرات عشق و دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۲۹۶۲ - فروغ دل مرا از نور مهر و مه غنی دارد
فروغ دل مرا از نور مهر و مه غنی دارد
نخواهد شمع دیگر هر که را دل روشنی دارد ۱
مکن دور از حریم خود دل سرگشته ما را
که این پروانه همچون شمع چندین کشتنی دارد ۲
مرا دارد زبان چرب سیر از نعمت الوان
نخواهد نانخورش هر کس که نان روغنی دارد ۳
مگیر از جا سبک پیمانه خونابه نوشان را
که هر موجی ازو زورکمان صد منی دارد ۴
تن آسانی مجو ای ساده دل از مسند دولت
که در هر بخیه زخم سوزنی این سوزنی دارد ۵
حذر کن از می پرزور عشق ای عقل کوته بین
که هر برگی زتاکش پنجه شیرافکنی دارد ۶
مشو در روزگار دولت از افتادگان غافل
به پیش پا نظر کن تا چراغت روشنی دارد ۷
زبیم خوی او آه از دلم بیرون نمی آید
سیاه این خانه دربسته را بی روزنی دارد ۸
زقحط پرده پوشان ماند پنهان رازمن در دل
که یوسف را نهان در چاه بی پیراهنی دارد ۹
زبان مار جای خار دارد زیر پیراهن
نهان در زیر لب هر کس که راز گفتنی دارد ۱۰
نلرزد بر خود آن آزاده از فصل خزان صائب
که چون سرو از جهان یک جامه پوشیدنی دارد ۱۱
نخواهد شمع دیگر هر که را دل روشنی دارد ۱
مکن دور از حریم خود دل سرگشته ما را
که این پروانه همچون شمع چندین کشتنی دارد ۲
مرا دارد زبان چرب سیر از نعمت الوان
نخواهد نانخورش هر کس که نان روغنی دارد ۳
مگیر از جا سبک پیمانه خونابه نوشان را
که هر موجی ازو زورکمان صد منی دارد ۴
تن آسانی مجو ای ساده دل از مسند دولت
که در هر بخیه زخم سوزنی این سوزنی دارد ۵
حذر کن از می پرزور عشق ای عقل کوته بین
که هر برگی زتاکش پنجه شیرافکنی دارد ۶
مشو در روزگار دولت از افتادگان غافل
به پیش پا نظر کن تا چراغت روشنی دارد ۷
زبیم خوی او آه از دلم بیرون نمی آید
سیاه این خانه دربسته را بی روزنی دارد ۸
زقحط پرده پوشان ماند پنهان رازمن در دل
که یوسف را نهان در چاه بی پیراهنی دارد ۹
زبان مار جای خار دارد زیر پیراهن
نهان در زیر لب هر کس که راز گفتنی دارد ۱۰
نلرزد بر خود آن آزاده از فصل خزان صائب
که چون سرو از جهان یک جامه پوشیدنی دارد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۲۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۶۱ - بجز تشویش خاطر عالم فانی نمی دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۶۳ - دل رم کرده ناخوش آستین افشاندنی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.