هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از مضامینی مانند عشق، بیخودی، حرص و طمع، و طبیعت استفاده میکند. شاعر با اشاره به شخصیتهایی مانند لیلی و مجنون، و مفاهیمی مانند هستی و بلندهمتی، احساسات عمیق و پیچیدهای را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیشزمینهای دارند.
غزل ۲۹۹۱ - زخونم رنگ آن رخساره گلگون نمی گیرد
زخونم رنگ آن رخساره گلگون نمی گیرد
که چون تیغ آبدار افتاد رنگ خون نمی گیرد ۱
ز الفت خوابگاه وحشیان شد دامن مجنون
همان لیلی زشوخی انس با مجنون نمی گیرد ۲
غبار هستی همت بلندان غیرتی دارد
که وقت تنگدستی دامن گردون نمی گیرد ۳
مگر از خود بر آرد آب این تبخاله خونین
وگرنه تشنه ما آب از جیحون نمی گیرد ۴
بغیر از بیخودی دارالامانی نیست عالم را
عبث در خلوت خم جای افلاطون نمی گیرد ۵
مرا نظاره خوبان به حال خویش می آرد
خمار من شرابی جز لب میگون نمی گیرد ۶
چنان از روی لیلی آتشین شد دامن صحرا
که مجنون چون سپند آرام در هامون نمی گیرد ۷
چنان برده است حرص زر قرار از جان بیتابش
که استقرار در زیر زمین قارون نمی گیرد ۸
خمار چشم لیلی نشکند از ساغر دیگر
تماشای غزالان راه بر مجنون نمی گیرد ۹
زصد مصرع یکی را می کند خوش طبع ما صائب
زمین سرکش ما نخل ناموزون نمی گیرد ۱۰
که چون تیغ آبدار افتاد رنگ خون نمی گیرد ۱
ز الفت خوابگاه وحشیان شد دامن مجنون
همان لیلی زشوخی انس با مجنون نمی گیرد ۲
غبار هستی همت بلندان غیرتی دارد
که وقت تنگدستی دامن گردون نمی گیرد ۳
مگر از خود بر آرد آب این تبخاله خونین
وگرنه تشنه ما آب از جیحون نمی گیرد ۴
بغیر از بیخودی دارالامانی نیست عالم را
عبث در خلوت خم جای افلاطون نمی گیرد ۵
مرا نظاره خوبان به حال خویش می آرد
خمار من شرابی جز لب میگون نمی گیرد ۶
چنان از روی لیلی آتشین شد دامن صحرا
که مجنون چون سپند آرام در هامون نمی گیرد ۷
چنان برده است حرص زر قرار از جان بیتابش
که استقرار در زیر زمین قارون نمی گیرد ۸
خمار چشم لیلی نشکند از ساغر دیگر
تماشای غزالان راه بر مجنون نمی گیرد ۹
زصد مصرع یکی را می کند خوش طبع ما صائب
زمین سرکش ما نخل ناموزون نمی گیرد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۹۰ - دل آزاده را هرگز غم عالم نمی گیرد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۹۲ - چه دارد عالم فانی که استغنا توانم زد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.