خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق و متناقض شاعر است. او از عشق، جنون، ناامیدی، ترس از کفران نعمت، و بخت ناسازگار سخن میگوید. شاعر خود را درگیر تضادهای درونی میبیند و از دوری از عقل مصلحتبین و ترس از عواقب اعمالش مینالد. همچنین، او به ناسازگاری تقدیر و شرایط زندگی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مضامین فلسفی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۹۹۵ - جنونی کو که آتش در دل پرشورم اندازد؟
جنونی کو که آتش در دل پرشورم اندازد؟
زعقل مصلحت بین صد بیابان دورم اندازد ۱
شدم غافل زشکر سوده الماس، می ترسم
که کافر نعمتی در مرهم کافورم اندازد ۲
منم آن دانه بی طالع این صحرای خرم را
که مورم پیش مرغ و مرغ پیش مورم اندازد ۳
زمستی می شمارم بی نمک شور قیامت را
نیم صهبا که یک مشت نمک از شورم اندازد ۴
قبول خاطر مشکل پسندان چون توانم شد؟
که آتش چون سپند از دامن خود دورم اندازد ۵
نیم سنگ فلاخن، لیک دارم بخت ناسازی
که بر گرد سر هر کس که گردم دورم اندازد ۶
به دریای حلاوت غوطه برمی آورم صائب
اگر عریان قضا در خانه زنبورم اندازد ۷
زعقل مصلحت بین صد بیابان دورم اندازد ۱
شدم غافل زشکر سوده الماس، می ترسم
که کافر نعمتی در مرهم کافورم اندازد ۲
منم آن دانه بی طالع این صحرای خرم را
که مورم پیش مرغ و مرغ پیش مورم اندازد ۳
زمستی می شمارم بی نمک شور قیامت را
نیم صهبا که یک مشت نمک از شورم اندازد ۴
قبول خاطر مشکل پسندان چون توانم شد؟
که آتش چون سپند از دامن خود دورم اندازد ۵
نیم سنگ فلاخن، لیک دارم بخت ناسازی
که بر گرد سر هر کس که گردم دورم اندازد ۶
به دریای حلاوت غوطه برمی آورم صائب
اگر عریان قضا در خانه زنبورم اندازد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۹۴ - به خلوت هر که رخت از حلقه جمعیت اندازد
گوهر بعدی:غزل ۲۹۹۶ - شکر در آب گوهر لعل خندان تو اندازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.