خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به بیان احساسات و تفکرات شاعر درباره زندگی، تقدیر، عشق، تنهایی و خرد می‌پردازد. شاعر از ناکامی‌ها، غربت و تأثیرات آن بر روح و روان انسان سخن می‌گوید و به مفاهیمی مانند خرد، سودا و تقدیر اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند تنهایی و ناکامی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۰۰۸ - برای رزق من گردون عبث تدبیر می سازد

برای رزق من گردون عبث تدبیر می سازد
که دل خوردن مرا از زندگانی سیر می سازد ۱

زآهو تا جدا شد نافه چون دستار شد مویش
غریبی در جوانی آدمی را پیر می سازد ۲

مرا بس در میان دور گردان این سرافرازی
که مکتوب مرا جانان نشان تیر می سازد ۳

خموشی خوب می گوید جواب هرزه گویان را
نسیم بی ادب را غنچه تصویر می سازد ۴

خرد شهری است از وحشی نژادان می کند وحشت
بیابانی است سودا با پلنگ و شیر می سازد ۵

گل تدبیرهای بی ثمر باشد پشیمانی
نگیرد لب به دندان هر که با تقدیر می سازد ۶

هم آوازی چو باشد نعره واری نیست تا منزل
من دیوانه را همراهی زنجیر می سازد ۷

چنین گر فکر زلفش می دواند ریشه در جانم
رگ سودا سرم را خامه تصویر می سازد ۸

زبس دلها نیامیزد به هم صائب عجب دارم
که چون در روزگار ما شکر با شیر می سازد؟ ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۰۷ - نمک داغ مرا چون مرهم کافور می سازد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۰۹ - دل خام مرا رخسار آتشناک می سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.