هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناکامیها و ناسازگاریهای عاطفی و اجتماعی است. شاعر از ناتوانی در هماهنگی بین احساسات و واقعیتها، ناسازگاری عشق و ظواهر، و تلخیهای زندگی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند فریب، صداقت، و جستجوی معنا در زندگی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناسازگاریهای عاطفی ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۳۰۱۶ - سرشک گرم با مژگان و چشم تر نمی سازد
سرشک گرم با مژگان و چشم تر نمی سازد
شراب تند ما با شیشه و ساغر نمی سازد ۱
نمی دانم به خونریز که شد آلوده مژگانش
که شوق زخم، خون را در جگر نشتر نمی سازد ۲
به روی مهر، صبح از ساده لوحی پرده می پوشد
نمی داند که حسن شوخ با چادر نمی سازد ۳
نگردد سایه بال هما دام فریب ما
سر خورشید عالمسوز با افسر نمی سازد ۴
درین دریا کسی از صدق دستی برنمی دارد
که دل را چون صدف گنجینه گوهر نمی سازد ۵
ندارد خنده ای در چاشنی حسن گلو سوزش
که شهد زندگی را تلخ بر شکر نمی سازد ۶
وصال شعله جانسوز در مدنظر دارد
عبث پهلوی خود را بوریا لاغر نمی سازد ۷
چنان افتادم از طاق دل همصحبتان صائب
که وقت رفتنم آیینه چشمی تر نمی سازد ۸
شراب تند ما با شیشه و ساغر نمی سازد ۱
نمی دانم به خونریز که شد آلوده مژگانش
که شوق زخم، خون را در جگر نشتر نمی سازد ۲
به روی مهر، صبح از ساده لوحی پرده می پوشد
نمی داند که حسن شوخ با چادر نمی سازد ۳
نگردد سایه بال هما دام فریب ما
سر خورشید عالمسوز با افسر نمی سازد ۴
درین دریا کسی از صدق دستی برنمی دارد
که دل را چون صدف گنجینه گوهر نمی سازد ۵
ندارد خنده ای در چاشنی حسن گلو سوزش
که شهد زندگی را تلخ بر شکر نمی سازد ۶
وصال شعله جانسوز در مدنظر دارد
عبث پهلوی خود را بوریا لاغر نمی سازد ۷
چنان افتادم از طاق دل همصحبتان صائب
که وقت رفتنم آیینه چشمی تر نمی سازد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۱۵ - خمار باده مهر دوستان را کینه می سازد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱۷ - زشوق عالم بالا روان با تن نمی سازد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.