هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، غم و رنج شاعر را از فراق و دردهای زندگی بیان میکند. او از بیوفایی دنیا، فراموشی حقایق، و غمهای بیپایان سخن میگوید و با تصاویر نمادین مانند آیینه محشر، غبار غم، و خاک شهیدان، عمق رنج خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی، استفاده از استعارههای پیچیده، و بیان احساسات سنگین مانند غم و رنج، درک این شعر را برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار میسازد. همچنین، برخی مضامین مانند مرگ و بیوفایی دنیا ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۳۰۳۵ - مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد
مسیحا از سر بالین من رنجور برخیزد
چراغ آفتاب از بزم من بی نور برخیزد ۱
چنین کز بار درد افتاده ام از پا، عجب دارم
که شیون هم زبالین من رنجور برخیزد ۲
ندارد شرم از روی کسی آیینه محشر
زحق هر کس که اینجا چشم پوشد کور برخیزد ۳
غبار غم به آه از سینه من کم نمی گردد
چه گرد از چهره صحرا به بال مور برخیزد؟ ۴
خیالش بیخبر رفت از دلم بیرون، ندانستم
که مهمان چون بود ناخوانده، بی دستور برخیزد ۵
به جای سبزه از خاک شهیدان صف مژگان
زبان مار روید، نشتر زنبور برخیزد ۶
ندارد یاد چون من شوربختی آسمان صائب
اگر شبنم به کشت من نشیند شور برخیزد ۷
چراغ آفتاب از بزم من بی نور برخیزد ۱
چنین کز بار درد افتاده ام از پا، عجب دارم
که شیون هم زبالین من رنجور برخیزد ۲
ندارد شرم از روی کسی آیینه محشر
زحق هر کس که اینجا چشم پوشد کور برخیزد ۳
غبار غم به آه از سینه من کم نمی گردد
چه گرد از چهره صحرا به بال مور برخیزد؟ ۴
خیالش بیخبر رفت از دلم بیرون، ندانستم
که مهمان چون بود ناخوانده، بی دستور برخیزد ۵
به جای سبزه از خاک شهیدان صف مژگان
زبان مار روید، نشتر زنبور برخیزد ۶
ندارد یاد چون من شوربختی آسمان صائب
اگر شبنم به کشت من نشیند شور برخیزد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰۳۴ - ز دین ناقصم از سبحه استغفار برخیزد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۳۶ - خوشا افتاده ای کز خاک ره چالاک برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.