هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند حرص و طمع، عشق، رنج و امید، و تحول درونی می‌پردازد. شاعر از تمثیل‌های مختلف مانند داستان یعقوب و زلیخا استفاده کرده تا مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و ادبی نیاز به دانش پیش‌زمینه دارند.

غزل ۳۰۶۳ - زپیری حرص دنیا نفس طامع را دو بالا شد

زپیری حرص دنیا نفس طامع را دو بالا شد
گدا را کاسه در یوزه از کوری مثنی شد ۱

نگردد تنگ از سنگ ملامت شهر و کوبر من
که از مشرب غبار خاطرم دامان صحرا شد ۲

زهمچشمی بلایی نیست بدتر عشقبازان را
زلیخا کور شد تا دیده یعقوب بینا شد ۳

نمی آید بهم چون طوق قمری حلقه چشمش
نظر بازی که محو قامت آن سرو بالا شد ۴

نمی دانم چه گویم شکر آن غارتگر دلها
که از سودای او هر ذره خاکم سویدا شد ۵

تعجب نیست گر دارم امید رحم از ان ظالم
نه آخر مومیایی هم زسنگ خاره پیدا شد؟ ۶

نگردد تیره بختی مهر لب حرف آفرینان را
سواد از سرمه روشن می کند چشمی که گویا شد ۷

ندارد تاب دست انداز، صائب دامن عصمت
که بوی پیرهن آواره از دست زلیخا شد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۶۲ - هلال عید از گردون زنگاری هویدا شد
گوهر بعدی:غزل ۳۰۶۴ - فروغ حسن یار از چهره گلزار پیدا شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.