هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به ستایش عشق الهی و تأثیر آن بر جهان و انسان‌ها می‌پردازد. شاعر از آفتاب به عنوان نماد عشق و نور الهی یاد می‌کند که بر همه چیز تأثیر می‌گذارد و جهان را پر از عشق و حرارت می‌کند. همچنین، به نقش شمس تبریزی به عنوان نماد عشق و هدایت اشاره می‌شود و از خواننده دعوت می‌کند تا خاک پای او را ببوسد تا به سعادت برسد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۲۹۰۷ - آفتابا سوی مه رویان شدی

آفتابا سوی مَهْ رویان شُدی
چَرخ را چون ذَرِّه‌ها بَرهَم زدی ۱

آتشی در کُفر و ایمانْ شُعله زد
چون بِگُسْتَردی تو دینِ بیخودی ۲

پَست و بالا عشقْ پُر شُد هَمچو بَحْر
چَشمه چَشمه، جوشْ جوشِ سَرمَدی ۳

عالَمی پُرآتشِ عُشّاق بود
بر سَرِ آتش، تو آتش آمدی ۴

هر سَحَرگَهْ پیشِ قانون‌‌هایِ تو
سَجده آرَد دینِ پاکِ اَحمدی ۵

بی وجودی گَر تو را نُقصانْ نَهَد
بی وجودان را چه نیکی یا بَدی؟ ۶

خاکِ پایِ شَمسِ تبریزی بِبوس
تا بَرآری سَر زِ سَعْد و اَسْعَدی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۶۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۰۶ - گوید آن دلبر که چون هم دل شدی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۰۸ - باوفاتر گشت یارم اندکی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.