هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، جستجوی معنوی، گذرایی دنیا، و جدایی از رهبر معنوی می‌پردازد. شاعر از عشق و اشتیاق به یار سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که حتی در سختی‌ها نباید از جستجوی حقیقت دست کشید. همچنین، هشدار می‌دهد که دوری از راهنمای معنوی می‌تواند به گمراهی بینجامد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «دم کشتن» و «قاتل» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

غزل ۳۱۶۱ - که در عیش و طرب پیوسته در دار فنا ماند؟

که در عیش و طرب پیوسته در دار فنا ماند؟
کدامین دست را دیدی که دایم در حنا ماند؟ ۱

زشوق جستجوی یار از گردش نمی مانم
اگر در سنگ پایم همچو دست آسیا ماند ۲

چنین کز آتش دل آب گردیدم عجب نبود
که نقش بوریا بر جسمم از موج هوا ماند ۳

حجاب عشق اگر چشم مرا بندد دم کشتن
چنان نالم که دست و تیغ قاتل بر هوا ماند ۴

به بیدردان نشستن هرزه خندی بار می آرد
گریبان چمن حیف است در دست صبا ماند ۵

کجا ابر تنک خورشید را مستور می سازد؟
صفای آن بدن پوشیده کی زیر قبا ماند؟ ۶

مکش دست هوس از دامن صدق طلب صائب
که گمره می شود هر کس که از رهبر جدا ماند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۶۰ - اگر ته جرعه خود یار بر خاک من افشاند
گوهر بعدی:غزل ۳۱۶۲ - نگردد زهر سبز آنجا که تریاق از زمین روید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.