هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر روحیه سرکش و مستقل نوجوانی است که از پیروی از سنتهای قدیمی و نامهای بلند بیزار است. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند کوه قاف، لاله، و غنچه، احساسات خود را درباره استقلال، غرور، و رنجهای عاطفی بیان میکند. او از می سرکش و پیامدهای آن هشدار میدهد و در نهایت به تنهایی و فراموشی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی، اجتماعی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند هشدار درباره می سرکش و احساسات پیچیده عاطفی برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۳۱۸۱ - تو از نام بلند ای نوجوان بردار کام خود
تو از نام بلند ای نوجوان بردار کام خود
که پیران می کنند از قامت خم حلقه نام خود ۱
زفیض راستی از محتسب بر خود نمی لرزم
به کوه قاف دارم پشت از سنگ تمام خود ۲
گر از بیطاقتی خود قاصد پیغام خود گردم
فرامش می کنم در راه از غیرت پیام خود! ۳
حذر کن از می سرکش که تاکش با زمین گیری
به چندین دست نتواند نگه دارد زمام خود ۴
مرا از بوته خجلت بر آر ای شعله سرکش
که خونها می خورم چون لاله از سودای خام خود ۵
چه افتاده است بر دل بار گردم عندلیبان را؟
چو من از بوی گل چون غنچه می گیرم مشا خود ۶
ز آواز شکست من دل احباب می ریزد
وگرنه من نمی دارم دریغ از سنگ جام خود ۷
شکاری چون به بخت ما نمی افتد همان بهتر
که در خاک فراموشان نهان سازیم دام خود ۸
به شور من ندارد بلبلی این بوستان صائب
روان گردد، به خون مرده گر خوانم کلام خود ۹
که پیران می کنند از قامت خم حلقه نام خود ۱
زفیض راستی از محتسب بر خود نمی لرزم
به کوه قاف دارم پشت از سنگ تمام خود ۲
گر از بیطاقتی خود قاصد پیغام خود گردم
فرامش می کنم در راه از غیرت پیام خود! ۳
حذر کن از می سرکش که تاکش با زمین گیری
به چندین دست نتواند نگه دارد زمام خود ۴
مرا از بوته خجلت بر آر ای شعله سرکش
که خونها می خورم چون لاله از سودای خام خود ۵
چه افتاده است بر دل بار گردم عندلیبان را؟
چو من از بوی گل چون غنچه می گیرم مشا خود ۶
ز آواز شکست من دل احباب می ریزد
وگرنه من نمی دارم دریغ از سنگ جام خود ۷
شکاری چون به بخت ما نمی افتد همان بهتر
که در خاک فراموشان نهان سازیم دام خود ۸
به شور من ندارد بلبلی این بوستان صائب
روان گردد، به خون مرده گر خوانم کلام خود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۱۸۰ - زخون دل شراب، از پاره دل کن کباب خود
گوهر بعدی:غزل ۳۱۸۲ - کسی تا کی خورد چون شمع رزق از استخوان خود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.