هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دیوانگی ناشی از آن سخن میگوید. او از عقل و جنون، عشق به معشوق و دردهای ناشی از آن صحبت میکند و از خدا میخواهد که معشوقش را پیدا کند تا دردهایش را با او در میان بگذارد. شاعر همچنین از جامعه و فتنههای آن نیز گلایه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین برخی از مفاهیم مانند فتنههای اجتماعی و دردهای عشق ممکن است برای سنین پایینتر قابل درک نباشد.
غزل ۲۹۱۸ - میزنم حلقهی در هر خانهیی
میزَنَم حَلْقهیْ دَرِ هر خانهیی
هست در کویِ شما دیوانهیی؟ ۱
مُرغِ جان، دیوانهٔ آن دامْ شُد
دامِ عشقِ دِلْبَری، دُردانهیی ۲
عقلها نَعره زَنان کآخِر کجاست
در جُنونْ دریادلی، مَردانهیی؟ ۳
ای خدا مَجنونِ آن لیلی کجاست
تا به گوشَش دَردَمیم افسانهیی؟ ۴
زان کِه گوشِ عقلْ نامَحْرم بُوَد
از فُسون عاشقان، بیگانهیی ۵
سِلْسِلهیْ زُلفی که جانْ مَجنونِ اوست
مَیْل دارد با شِکَسته شانهیی ۶
شهرِ ما پُرفِتْنه و پُرشور شُد
اَلْغیاث، از فِتْنهیی، فَتّانهیی ۷
زوتَر ای قَفّال مِفْتاحی بِساز
کَزْ فَرَج باشد وِرا دَندانهیی ۸
هین خَمُش کُن، کَژْ مَرو، فَرزین نهیی
کِی چو فرزین کَژْ رَوَد فَرزانهیی؟ ۹
هست در کویِ شما دیوانهیی؟ ۱
مُرغِ جان، دیوانهٔ آن دامْ شُد
دامِ عشقِ دِلْبَری، دُردانهیی ۲
عقلها نَعره زَنان کآخِر کجاست
در جُنونْ دریادلی، مَردانهیی؟ ۳
ای خدا مَجنونِ آن لیلی کجاست
تا به گوشَش دَردَمیم افسانهیی؟ ۴
زان کِه گوشِ عقلْ نامَحْرم بُوَد
از فُسون عاشقان، بیگانهیی ۵
سِلْسِلهیْ زُلفی که جانْ مَجنونِ اوست
مَیْل دارد با شِکَسته شانهیی ۶
شهرِ ما پُرفِتْنه و پُرشور شُد
اَلْغیاث، از فِتْنهیی، فَتّانهیی ۷
زوتَر ای قَفّال مِفْتاحی بِساز
کَزْ فَرَج باشد وِرا دَندانهیی ۸
هین خَمُش کُن، کَژْ مَرو، فَرزین نهیی
کِی چو فرزین کَژْ رَوَد فَرزانهیی؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۱۷ - هیچ خمری بیخماری دیدهیی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۹۱۹ - گر سران را بیسری، درواستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.