هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از عشق الهی و حالات بی‌خودی و فنا در عشق سخن می‌گوید. شاعر از شمع، شاهد، می، بهار و آفتاب به عنوان نمادهایی برای توصیف عشق استفاده می‌کند و به حالات روحانی و عرفانی مانند بی‌خودی و فنا اشاره می‌کند. همچنین، از شمس تبریزی به عنوان نماد نور و هدایت یاد می‌کند و از او می‌خواهد که او را در این راه محو کند.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. مفاهیمی مانند بی‌خودی، فنا و عشق الهی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد و نیاز به تجربه و دانش بیشتری دارد.

غزل ۲۹۲۲ - هم تو شمعی، هم تو شاهد هم تو می

هم تو شمعی، هم تو شاهِد هم تو مَیْ
هم بهاری، در میانِ ماهِ دَیْ ۱

هر طَرَف از عشقِ تو پَر سوخته
آفتاب و صد هزارانْ هَمچو وَیْ ۲

چون همیشه آتَشَت در نَی فُتَد
رفت شِکَّر زین هَوَس در جانِ نَی ۳

سَر بُریدی صد هزاران را به عشق
زَهره نی جان را که گوید‌‌هایِ و هَی ۴

عاشقانْ سازیده‌اَند از چَشمِ بَد
خانه‌ها زیرِ زمین چون شهرِ رَیْ ۵

نیست از دانش بَتَر اِشْکَنْجه‌یی
وای آن که مانْد اَنْدَر نیک و بَی ۶

آن زَنانِ مصر اَنْدَر بی‌خودی
زَخْم‌ها خورده نکرده وایْ وَیْ ۷

در شبِ مِعْراج، شاه از بی‌خودی
صد هزاران ساله رَهْ را کرده طَی ۸

بَرشِکَن از باده‌‌هایِ بی‌خودان
تَخته بَندی زُ اسْتخوان و عِرق و پَی ۹

شَمسِ تبریزی تو ما را مَحو کُن
زان که تو چون آفتابی ما چو فَی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۲۱ - ساقی این جا هست ای مولا، بلی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۲۳ - باد بین اندر سرم از باده‌یی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.