خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از عناصر طبیعت و تصاویر شاعرانه برای بیان احساسات عمیق عشق و دل‌بستگی استفاده می‌کند. شاعر از زلف یار، چشم‌های نافذ، و دیگر نشانه‌های زیبایی معشوق سخن می‌گوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر روح و جان خود می‌نویسد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند خودشناسی و خدابینی نیز در آن دیده می‌شود.

متن شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک برخی از استعاره‌ها و مفاهیم عمیق آن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۲۷۲ - گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد

گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
شانه را دست در آن زلف نگارین گردد ۱

مانع شوخی آن چشم نشد پرده خواب
برق در ابر محال است بتمکین گردد ۲

می بری دلبری ای شوخ زحد، می ترسم
کز گر انباری دل زلف تو بی چین گردد ۳

از جوان حرص فزون است کهنسالان را
خار چون خشک شود بیش شلایین گردد ۴

عالمی گردن امید برافراخته اند
تا به خون که دم تیغ تو رنگین گردد ۵

اگر از باده شود چهره خوبان رنگین
باده از چهره رنگین تو رنگین گردد ۶

چشم خورشید کز او خیره شود چشم جهان
از تماشای رخت مشرق پروین گردد ۷

کوه غم بار به دل نیست طلبکار ترا
که سبکسیر شود سیل چو سنگین گردد ۸

پای خوابیده محال است به معراج رسد
چشم خودبین چه خیال است خدابین گردد ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۲۷۱ - چون ز می صفحه رخسار تو گلگون گردد
گوهر بعدی:غزل ۳۲۷۳ - گر چنین خون دل ازان طره مشکین گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.