هوش مصنوعی:
متن از سرگردانی و فراموشی انسان نسبت به جایگاه روحانی و الهی خود سخن میگوید و از فروختن جان به خاک و دنیای مادی انتقاد میکند. همچنین، اشاره میکند که انسان از جایگاه بلند روحانی خود غافل شده و در دنیای مادی سرگردان است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، انتقادهای اجتماعی مطرح شده در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد.
غزل ۲۹۲۷ - ز کجا آمدهیی، میدانی؟
زِ کجا آمدهیی، میدانی؟
زِ میانِ حَرَم سُبحانی ۱
یاد کُن، هیچ به یادت آید
آن مَقاماتِ خوشِ روحانی؟ ۲
پس فراموش شُدَسْتَت آنها
لاجَرَم خیره و سَرگردانی ۳
جانْ فُروشی به یکی مُشتی خاک
این چه بَیع است بدین اَرْزانی؟ ۴
بازدِهْ خاک و بِدان قیمتِ خود
نی غُلامی، مَلِکی، سُلطانی ۵
جِهَتِ تو زِ فَلَک آمدهاند
خوب رویانِ خوشِ پنهانی ۶
زِ میانِ حَرَم سُبحانی ۱
یاد کُن، هیچ به یادت آید
آن مَقاماتِ خوشِ روحانی؟ ۲
پس فراموش شُدَسْتَت آنها
لاجَرَم خیره و سَرگردانی ۳
جانْ فُروشی به یکی مُشتی خاک
این چه بَیع است بدین اَرْزانی؟ ۴
بازدِهْ خاک و بِدان قیمتِ خود
نی غُلامی، مَلِکی، سُلطانی ۵
جِهَتِ تو زِ فَلَک آمدهاند
خوب رویانِ خوشِ پنهانی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۶۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۲۶ - گر در آب و گر در آتش میروی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۲۸ - آنچه در سینه نهان میداری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.