خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند گذر زمان، بیثباتی دنیا، رنج هجران، و عبرتگیری از زندگی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند سیلاب و برق، ناپایداری زندگی و فرصتهای از دست رفته را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، برخی از ابیات حاوی مضامین غمگین و تأملبرانگیز هستند که مناسب مخاطبان با درک بالاتر از زندگی است.
غزل ۳۳۳۸ - کلفت از مردم آزاده شتابان گذرد
کلفت از مردم آزاده شتابان گذرد
همچو سیلاب که بر خانه بدوشان گذرد ۱
دیده هر که نشد باز درین عبرتگاه
روزگارش همه در خواب پریشان گذرد ۲
خود شکن شهپر توفیق مهیا دارد
رفرف موج، سبک از سر عمان گذرد ۳
تاج لعل از سر منصور نهندش بر سر
چون سر دار، سر هر که ز سامان گذرد ۴
گذرد تشنه دیدار تو از روضه خلد
همچو ماتم زده کز طرف گلستان گذرد ۵
رود از کار دو دستش ز عنانداری دل
هر که را از نظر آن سرو خرامان گذرد ۶
قطع پیوند به دلهای دو نیم آسان است
که سبک از سر خود پسته خندان گذرد ۷
دل دشمن به تهیدستی ما می سوزد
برق چون ابر ازین مزرعه گریان گذرد ۸
رفت در بیخبری عهد جوانی افسوس
تا بجا مانده هستی به چه عنوان گذرد ۹
تا به کی صائب از آن جان جهان باشم دور؟
مرگ بهتر ز حیاتی که به هجران گذرد ۱۰
همچو سیلاب که بر خانه بدوشان گذرد ۱
دیده هر که نشد باز درین عبرتگاه
روزگارش همه در خواب پریشان گذرد ۲
خود شکن شهپر توفیق مهیا دارد
رفرف موج، سبک از سر عمان گذرد ۳
تاج لعل از سر منصور نهندش بر سر
چون سر دار، سر هر که ز سامان گذرد ۴
گذرد تشنه دیدار تو از روضه خلد
همچو ماتم زده کز طرف گلستان گذرد ۵
رود از کار دو دستش ز عنانداری دل
هر که را از نظر آن سرو خرامان گذرد ۶
قطع پیوند به دلهای دو نیم آسان است
که سبک از سر خود پسته خندان گذرد ۷
دل دشمن به تهیدستی ما می سوزد
برق چون ابر ازین مزرعه گریان گذرد ۸
رفت در بیخبری عهد جوانی افسوس
تا بجا مانده هستی به چه عنوان گذرد ۹
تا به کی صائب از آن جان جهان باشم دور؟
مرگ بهتر ز حیاتی که به هجران گذرد ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۳۷ - هر کجا قصه آن طره و کاکل گذرد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۳۹ - روز و شب بر من مهجور به تلخی گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.