هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، شاعر پرآوازهٔ سبک هندی، به زیباییهای طبیعت و عشق میپردازد. با استفاده از تصاویر شاعرانهای مانند مژگان، پسته، لب، و دریا، شاعر احساسات عمیق عاشقانه و فلسفی خود را بیان میکند. او همچنین به مفاهیمی مانند تسلیم در برابر عشق، ناتوانی در برابر جذبههای عشق، و بخشندگی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
غزل ۳۳۵۴ - حسن روزی که صف آرایی آن مژگان کرد
حسن روزی که صف آرایی آن مژگان کرد
صف محشر علم شهرت خود پنهان کرد ۱
پیش ازین گر به شکر پسته نهان می کردند
لب نو خط تو در پسته شکر پنهان کرد ۲
نیست ممکن که دگر قامت خود راست کند
هر که را جلوه مستانه او ویران کرد ۳
داد بر باد سر سبز خود از بی مغزی
هر که چون پسته درین بزم لبی خندان کرد ۴
چه ضرورست به تدبیر کنی مشکلتر؟
مشکلی را که به تسلیم توان آسان کرد ۵
بیقراری نتوان برد به دریا از موج
به دوا درد طلب را نتوان درمان کرد ۶
هر که با ابر کرم کرد چو دریا صائب
در حقیقت به همه روی زمین احسان کرد ۷
صف محشر علم شهرت خود پنهان کرد ۱
پیش ازین گر به شکر پسته نهان می کردند
لب نو خط تو در پسته شکر پنهان کرد ۲
نیست ممکن که دگر قامت خود راست کند
هر که را جلوه مستانه او ویران کرد ۳
داد بر باد سر سبز خود از بی مغزی
هر که چون پسته درین بزم لبی خندان کرد ۴
چه ضرورست به تدبیر کنی مشکلتر؟
مشکلی را که به تسلیم توان آسان کرد ۵
بیقراری نتوان برد به دریا از موج
به دوا درد طلب را نتوان درمان کرد ۶
هر که با ابر کرم کرد چو دریا صائب
در حقیقت به همه روی زمین احسان کرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۵۳ - رخنه هایی که مرا در جگر آن مژگان کرد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۵۵ - از تپش منع دل بی سر و پا نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.