هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، ناامیدی و محدودیتهای بیان احساسات سخن میگوید. شاعر از ناتوانی در بیان عواطف خود، نبود خلوت مناسب برای گفتگو و تقابل بین خنده و ناله میگوید. همچنین، به وعدههای عاشقانه و افسانههای قدیمی اشاره میکند که دیگر قابل باور نیستند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و محدودیتهای احساسی نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۳۳۵۸ - دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد
دعوی بوسه به آن غنچه دهن نتوان کرد
در میان چون نبود هیچ، سخن نتوان کرد ۱
بس که تقریب پی آب شدن می جوید
نگه گرم به آن سیب ذقن نتوان کرد ۲
خلوتی نیست که خالی ز سخن چین باشد
پیش آیینه درین عهد سخن نتوان کرد ۳
ای که بر آتش گل داشته ای دست از دور
خنده بر ناله مرغان چمن نتوان کرد ۴
دعوی خون من و وعده دلدار یکی است
که به افسون مه و سال کهن نتوان کرد ۵
هر کجا خامه صائب بگشاید سر حرف
سخن از خسرو (و) افکار (حسن) نتوان کرد ۶
در میان چون نبود هیچ، سخن نتوان کرد ۱
بس که تقریب پی آب شدن می جوید
نگه گرم به آن سیب ذقن نتوان کرد ۲
خلوتی نیست که خالی ز سخن چین باشد
پیش آیینه درین عهد سخن نتوان کرد ۳
ای که بر آتش گل داشته ای دست از دور
خنده بر ناله مرغان چمن نتوان کرد ۴
دعوی خون من و وعده دلدار یکی است
که به افسون مه و سال کهن نتوان کرد ۵
هر کجا خامه صائب بگشاید سر حرف
سخن از خسرو (و) افکار (حسن) نتوان کرد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۵۷ - دامن دولت دنیا نتوان سخت گرفت
گوهر بعدی:غزل ۳۳۵۹ - تا حیا قطع نظر زان گل رخسار نکرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.