هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، به بیان احساسات عمیق عاشقانه، درد فراق، و تأثیر عشق بر دل و روح میپردازد. شاعر از تصاویر زیبا و استعارههای غنی مانند مخمور، صهبا، آیینه، و خاکستر برای بیان حالات درونی خود استفاده میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند ایمان و کفر، و نقش مسیحا در احیای سخن دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و واژگان ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۳۶۳ - آن که منع من مخمور ز صهبا می کرد
آن که منع من مخمور ز صهبا می کرد
لب میگون ترا کاش تماشا می کرد ۱
عشق در کف ز دل سوخته خاکستر داشت
حسن آن روز که آیینه مصفا می کرد ۲
دل پر خونم اگر آبله بیرون می داد
از گهر بادیه را دامن دریا می کرد ۳
در دل سخت تو تأثیر ندارد، ور نه
کوه را ناله من بادیه پیما می کرد ۴
از خط سبز چو موم است کنون نقش پذیر
دل سخت تو که خون در دل خارا می کرد ۵
عاشقان را به سر خاک شدن خون می شد
زیر پا گر نظر آن قامت رعنا می کرد ۶
آن که تسبیح ز دستش نفتادی هرگز
دیدمش دوش سر شیشه به لب وا می کرد ۷
یاد آن عهد که خون در قدحم گر می ریخت
به نگه کردن دزدیده گوارا می کرد ۸
می گشاید نظر از دور به حسرت امروز
آن که گستاخ ترا بند قبا وا می کرد ۹
شب که از تاب می آن چهره برافروخته بود
شمع بال و پر پروانه تمنا می کرد ۱۰
دل سنگین تو خون می شد اگر می دیدی
که فراق تو چه با این دل شیدا می کرد ۱۱
لب جان بخش تو از خاک قیامت انگیخت
روح اگر در تن خفاش مسیحا می کرد ۱۲
آن که می گفت که در پرده کفر ایمان نیست
روی نو خط ترا کاش تماشا می کرد ۱۳
صائب از خواجه مدد خواست درین تازه غزل
که در احیای سخن کار مسیحا می کرد ۱۴
لب میگون ترا کاش تماشا می کرد ۱
عشق در کف ز دل سوخته خاکستر داشت
حسن آن روز که آیینه مصفا می کرد ۲
دل پر خونم اگر آبله بیرون می داد
از گهر بادیه را دامن دریا می کرد ۳
در دل سخت تو تأثیر ندارد، ور نه
کوه را ناله من بادیه پیما می کرد ۴
از خط سبز چو موم است کنون نقش پذیر
دل سخت تو که خون در دل خارا می کرد ۵
عاشقان را به سر خاک شدن خون می شد
زیر پا گر نظر آن قامت رعنا می کرد ۶
آن که تسبیح ز دستش نفتادی هرگز
دیدمش دوش سر شیشه به لب وا می کرد ۷
یاد آن عهد که خون در قدحم گر می ریخت
به نگه کردن دزدیده گوارا می کرد ۸
می گشاید نظر از دور به حسرت امروز
آن که گستاخ ترا بند قبا وا می کرد ۹
شب که از تاب می آن چهره برافروخته بود
شمع بال و پر پروانه تمنا می کرد ۱۰
دل سنگین تو خون می شد اگر می دیدی
که فراق تو چه با این دل شیدا می کرد ۱۱
لب جان بخش تو از خاک قیامت انگیخت
روح اگر در تن خفاش مسیحا می کرد ۱۲
آن که می گفت که در پرده کفر ایمان نیست
روی نو خط ترا کاش تماشا می کرد ۱۳
صائب از خواجه مدد خواست درین تازه غزل
که در احیای سخن کار مسیحا می کرد ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۳۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۶۲ - سیر حسن خود اگر در دل ما خواهی کرد
گوهر بعدی:غزل ۳۳۶۴ - از دو عالم دل اگر رو به سویدا می کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.