هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و دردهای عشق میپردازد. شاعر از غمزههای خونریز، موی میان، قد رعنای معشوق، و دیگر ویژگیهای او سخن میگوید و از عشق و فراق خود مینالد. همچنین، در ابیاتی به مفاهیمی مانند قناعت، روزی، و تلخیهای روزگار اشاره شده است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر بهکاررفته در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارند.
غزل ۳۴۳۰ - اگر آن غمزه خونریز مصور می شد
اگر آن غمزه خونریز مصور می شد
آب آیینه چو شمشیر بجوهر می شد ۱
بود شیرازه اش اندیشه آن موی میان
پاره های دلم آن روز که دفتر می شد ۲
جگر سوخته فاختگان آبکش است
ورنه از سایه سرو تو زمین تر می شد ۳
قد رعنای تو می کرد اگر قامت راست
سرو با سبزه خوابیده برابر می شد ۴
شب که رخسار تو از باده برافروخته بود
شعله پنهان به ته بال سمندر می شد ۵
گل رخسار عرقناک ترا گر می دید
باغ جنت خجل از چشمه کوثر می شد ۶
خشک ناگشته به دلدار رسیدی خط من
نامه شوقم اگر بال کبوتر می شد ۷
اگر از تیغ تو می شد جگر من سیراب
سبزه خضر ز شادابی من تر می شد ۸
می شد از غیرت شاهان دل مسکینان خون
وصل او گر به زر و زور میسر می شد ۹
بود از چاشنی خاک قناعت غافل
مور روزی که گرفتار به شکر می شد ۱۰
بودم آن روز من از جمله آزاده روان
که مرا سد رمق سد سکندر می شد ۱۱
گشت از تلخی ایام گوارا صائب
ورنه شیرینی جان زود مکرر می شد ۱۲
آب آیینه چو شمشیر بجوهر می شد ۱
بود شیرازه اش اندیشه آن موی میان
پاره های دلم آن روز که دفتر می شد ۲
جگر سوخته فاختگان آبکش است
ورنه از سایه سرو تو زمین تر می شد ۳
قد رعنای تو می کرد اگر قامت راست
سرو با سبزه خوابیده برابر می شد ۴
شب که رخسار تو از باده برافروخته بود
شعله پنهان به ته بال سمندر می شد ۵
گل رخسار عرقناک ترا گر می دید
باغ جنت خجل از چشمه کوثر می شد ۶
خشک ناگشته به دلدار رسیدی خط من
نامه شوقم اگر بال کبوتر می شد ۷
اگر از تیغ تو می شد جگر من سیراب
سبزه خضر ز شادابی من تر می شد ۸
می شد از غیرت شاهان دل مسکینان خون
وصل او گر به زر و زور میسر می شد ۹
بود از چاشنی خاک قناعت غافل
مور روزی که گرفتار به شکر می شد ۱۰
بودم آن روز من از جمله آزاده روان
که مرا سد رمق سد سکندر می شد ۱۱
گشت از تلخی ایام گوارا صائب
ورنه شیرینی جان زود مکرر می شد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۲۹ - بیت معمور شد آن خانه که ویران تو شد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۳۱ - پیر گردیدی و کشت املت زرد نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.