هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند پیری، ناامیدی، عشق نافرجام، حوادث زندگی و مقاومت در برابر سختیها میپردازد. شاعر از زردی امل (امید) در پیری، سردی دل در مواجهه با مرگ (کافور)، و ویرانیهای عشق سخن میگوید. همچنین، به استقامت در برابر حوادث و بیتأثیری از بیداد روزگار اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، اشاره به مرگ و ناامیدی، و استفاده از استعارههای پیچیده، درک این شعر را برای مخاطبان جوانتر دشوار میکند. این متن برای کسانی مناسب است که توانایی تحلیل مفاهیم انتزاعی و تجربیات زندگی را دارند.
غزل ۳۴۳۱ - پیر گردیدی و کشت املت زرد نشد
پیر گردیدی و کشت املت زرد نشد
بوی کافور شنیدی و دلت سرد نشد ۱
آخرین عطر تو کافور ازان می سازند
که به مردن دلت از کار جهان سرد نشد ۲
بوی کافور ازین مرده دلان می آید
که به این طایفه آمیخت که نامرد نشد؟ ۳
عشق تردست تو صد خانه دل کرد خراب
که ز یک سینه نمایان اثر گرد نشد ۴
از حوادث دل آزاد چه پروا دارد؟
چهره سرو ز بیداد خزان زرد نشد ۵
خام چون سرو به باغ آمد و بیرون شد خام
هرکه صائب ز جهان حادثه پرورد نشد ۶
بوی کافور شنیدی و دلت سرد نشد ۱
آخرین عطر تو کافور ازان می سازند
که به مردن دلت از کار جهان سرد نشد ۲
بوی کافور ازین مرده دلان می آید
که به این طایفه آمیخت که نامرد نشد؟ ۳
عشق تردست تو صد خانه دل کرد خراب
که ز یک سینه نمایان اثر گرد نشد ۴
از حوادث دل آزاد چه پروا دارد؟
چهره سرو ز بیداد خزان زرد نشد ۵
خام چون سرو به باغ آمد و بیرون شد خام
هرکه صائب ز جهان حادثه پرورد نشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۳۰ - اگر آن غمزه خونریز مصور می شد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۳۲ - صاف با ما دل آن شعله بیباک نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.