خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از غم و اندوه دل پیران، رازهای پنهان در قلبها، و زیباییهای تلخ زندگی سخن میگوید. همچنین به مفاهیمی مانند عشق، زیبایی، و فلسفه زندگی اشاره دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین برخی از اشارات عاشقانه و تمثیلهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۴۶۴ - دل پیران کهنسال غمین می باشد
دل پیران کهنسال غمین می باشد
قامت خم شده را داغ نگین می باشد ۱
در دل هرکه بود خرده رازی مستور
همچو دریای گهر تلخ جبین می باشد ۲
از لب ساغر می راز تراوش نکند
ساکن کوی خرابات امین می باشد ۳
یاد رخسار تو هم آتش بی زنهارست
رتبه حسن گلوسوز همین می باشد ۴
خال در کنج لب و گوشه چشم است مقیم
دزد پیوسته طلبکار کمین می باشد ۵
دهن خویش مکن باز به دریا صائب
که غذای صدف از در ثمین می باشد ۶
قامت خم شده را داغ نگین می باشد ۱
در دل هرکه بود خرده رازی مستور
همچو دریای گهر تلخ جبین می باشد ۲
از لب ساغر می راز تراوش نکند
ساکن کوی خرابات امین می باشد ۳
یاد رخسار تو هم آتش بی زنهارست
رتبه حسن گلوسوز همین می باشد ۴
خال در کنج لب و گوشه چشم است مقیم
دزد پیوسته طلبکار کمین می باشد ۵
دهن خویش مکن باز به دریا صائب
که غذای صدف از در ثمین می باشد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۶۳ - دل سودازدگان گوشه نشین می باشد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۶۵ - چهره زرد، مرا ساغر زر می بخشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.