هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و رنجهای درونی مرتبط با آن میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق واقعی از درون سرچشمه میگیرد و تنها با تحمل رنج و درد میتوان به آن دست یافت. همچنین، متن به مفاهیمی مانند صبر، تحول درونی و ارتباط با خداوند اشاره دارد. شاعر از نمادهایی مانند آهو، زلف یار و آتش برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۹۴۳ - گرمی مجوی الا از سوزش درونی
گرمی مَجوی اِلّا از سوزشِ دَرونی
زیرا نگشت روشن، دلْ زِ آتشِ بُرونی ۱
بیمارِ رنج باید، تا شاهِ غَیب آید
در سینه دَرگُشایَد، گوید زِ لُطف چونی؟ ۲
آن نافههایِ آهو، وان زُلْفِ یارِ خوش خو
آن را تو در کَمی جو، کان نیست در فُزونی ۳
تا آدمی نمیرد، جانِ مَلَک نگیرد
جُز کُشته کِی پَذیرد، عشقِ نگارِ خونی ۴
عشقش بِگُفته با تو یا ما رَویم، یا تو
ساکن مَباش تا تو در جُنبش و سکونی ۵
بر دل چو زَخْم رانَد، دلْ سِرِّ جان بِدانَد
آن گَهْ نه عیب مانَد در نَفْس و نی حَرونی ۶
غَمْ چون تو را فَشارد، تا از خودت بَرآرَد
پس بر تو نور بارَد از چَرخِ آبْگونی ۷
در عینِ دَرد بِنْشین، هر لحظه دوست میبین
آخِر چرا تو مِسکین اَنْدَر پِیِ فُسونی ۸
تبریزْ جانْ فُزودی، چون شَمسِ حَق نِمودی
از وِیْ خُجَسته بودی پیوسته، نی کُنونی ۹
زیرا نگشت روشن، دلْ زِ آتشِ بُرونی ۱
بیمارِ رنج باید، تا شاهِ غَیب آید
در سینه دَرگُشایَد، گوید زِ لُطف چونی؟ ۲
آن نافههایِ آهو، وان زُلْفِ یارِ خوش خو
آن را تو در کَمی جو، کان نیست در فُزونی ۳
تا آدمی نمیرد، جانِ مَلَک نگیرد
جُز کُشته کِی پَذیرد، عشقِ نگارِ خونی ۴
عشقش بِگُفته با تو یا ما رَویم، یا تو
ساکن مَباش تا تو در جُنبش و سکونی ۵
بر دل چو زَخْم رانَد، دلْ سِرِّ جان بِدانَد
آن گَهْ نه عیب مانَد در نَفْس و نی حَرونی ۶
غَمْ چون تو را فَشارد، تا از خودت بَرآرَد
پس بر تو نور بارَد از چَرخِ آبْگونی ۷
در عینِ دَرد بِنْشین، هر لحظه دوست میبین
آخِر چرا تو مِسکین اَنْدَر پِیِ فُسونی ۸
تبریزْ جانْ فُزودی، چون شَمسِ حَق نِمودی
از وِیْ خُجَسته بودی پیوسته، نی کُنونی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۷۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۴۲ - اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی
گوهر بعدی:غزل ۲۹۴۴ - ای مبدعی که سگ را بر شیر میفزایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.