هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا، به موضوعاتی مانند عشق، رنج، انتقاد از خود و دیگران، و فلسفهی زندگی میپردازد. شاعر از نالههای دل، ناپایداری دنیا، و تلاش برای یافتن حقیقت سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۳۴۷۴ - دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد
دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد
باز ناخن زن دلهای پر از شور آمد ۱
از دم سرد خزان بر گل صد برگ نرفت
آنچه بر زخم من از مرهم کافور آمد ۲
نوش این نشأه یقین شد که نباشد بی نیش
تا ز تنگ شکر یار برون مور آمد ۳
لب ببند از سخن حق که ازین راهگذر
عالمی تیغ به کف بر سر منصور آمد ۴
آن که چشمش پی عیب دگران است چهار
چون به عیب خودش افتاد نظر، کور آمد ۵
گرو از برق، پی مطلب دنیا می برد
آن که پا مرکب چوبین به لب گور آمد ۶
کردم انگشت ز عیب دگران تا کوتاه
سالم انگشت من از خانه زنبور آمد ۷
تا به دامان قیامت رود از چشمش آب
هرکه را در نظر آن چهره پرنور آمد ۸
ناله بلبل سودازده شد پرده نشین
تا به سیر چمن آن غنچه مستور آمد ۹
صائب از شمع به بال و پر پروانه نرفت
آنچه از دوری او بر من مهجور آمد ۱۰
باز ناخن زن دلهای پر از شور آمد ۱
از دم سرد خزان بر گل صد برگ نرفت
آنچه بر زخم من از مرهم کافور آمد ۲
نوش این نشأه یقین شد که نباشد بی نیش
تا ز تنگ شکر یار برون مور آمد ۳
لب ببند از سخن حق که ازین راهگذر
عالمی تیغ به کف بر سر منصور آمد ۴
آن که چشمش پی عیب دگران است چهار
چون به عیب خودش افتاد نظر، کور آمد ۵
گرو از برق، پی مطلب دنیا می برد
آن که پا مرکب چوبین به لب گور آمد ۶
کردم انگشت ز عیب دگران تا کوتاه
سالم انگشت من از خانه زنبور آمد ۷
تا به دامان قیامت رود از چشمش آب
هرکه را در نظر آن چهره پرنور آمد ۸
ناله بلبل سودازده شد پرده نشین
تا به سیر چمن آن غنچه مستور آمد ۹
صائب از شمع به بال و پر پروانه نرفت
آنچه از دوری او بر من مهجور آمد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۷۳ - تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۷۵ - از قضا چشم سیاه تو به یادم آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.