هوش مصنوعی: شاعر در این متن با استفاده از تصاویر و تشبیهات زیبا، به یادآوری خاطرات و احساسات خود نسبت به معشوق می‌پردازد. او با توصیف جزئیاتی مانند چشم‌ها، نگاه، مژگان، موها و دیگر ویژگی‌های معشوق، احساسات عمیق خود را بیان می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از تشبیهات و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۳۴۷۵ - از قضا چشم سیاه تو به یادم آمد

از قضا چشم سیاه تو به یادم آمد
قدر انداز نگاه تو به یادم آمد ۱

ترکش تیر جگردوز قضا را دیدم
صف مژگان سیاه تو به یادم آمد ۲

به دل ساده خود راه نگاهم افتاد
صفحه روی چو ماه تو به یادم آمد ۳

برق را دست و گریبان گیاهی دیدم
بیگنه سوز نگاه تو به یادم آمد ۴

عندلیبی به سر شاخ گلی می لرزید
جنبش پر کلاه تو به یادم آمد ۵

موی پر پیچ و خمی بر سر آتش دیدم
زلف خورشید پناه تو به یادم آمد ۶

صائب از جلوه برقی که به خرمن افتاد
سینه پردازی آه تو به یادم آمد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۷۴ - دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد
گوهر بعدی:غزل ۳۴۷۶ - به لبم بی تو چنان تند نفس می آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.