هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره حسرت، عشق، رنج و اندوه است. او از مفاهیمی مانند آزادی، عشق، زهد و ناامیدی سخن می‌گوید و با تصاویر شاعرانه مانند سیلاب، خار، پروانه و عنکبوت، احساسات خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۳۴۸۱ - حسرت عمر، مرا در دل افگار بماند

حسرت عمر، مرا در دل افگار بماند
رفت سیلاب به دریا و خس و خار بماند ۱

در بساط من سودازده زان باغ و بهار
خار خاری است که در سینه افگار بماند ۲

مرکز از دایره پروانه آزادی یافت
دل ما بود که در حلقه زنار بماند ۳

بال پرواز ز هر موج سرابش دادند
هرکه در بادیه عشق ز رفتار بماند ۴

عنکبوتی است که در فکر شکار مگس است
زاهد خشک که در پرده پندار بماند ۵

زیر گردون خبر از حال دل من دارد
هرکه را آینه در پرده زنگار بماند ۶

دل به نظاره او شد که دگر باز آید
آب گردید و در آن لعل گهر بماند ۷

جان نمی خواست درین غمکده ساکن گردد
از غبار دل ما در ته دیوار بماند ۸

شست از خون شفق صبح قیامت دامن
خون ما بود که بر گردن دلدار بماند ۹

می تواند گره از کار دو عالم وا کرد
دست هرکس ز تماشای تو از کار بماند ۱۰

دانه سوخته از خاک برآمد صائب
دل بی حاصل ما در ته دیوار بماند ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۴۸۰ - نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند
گوهر بعدی:غزل ۳۴۸۲ - چهره ات شمع فروزان شده را می ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.