هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر نارضایتی شاعر از وضعیت زندگی و تقدیر است. او از بیقراری خود و آرامش دیگران میگوید و از زنجیرهای زندگی که او را محدود کردهاند شکایت دارد. شاعر همچنین به زیباییهای طبیعت و نگاه تلخ تقدیر اشاره میکند و در نهایت، به خواننده توصیه میکند که با پذیرش دردها، به آرامش برسد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی دارد تا بهدرستی درک شود.
غزل ۳۴۹۷ - قسمتی در خور هرکس چو ز اول دادند
قسمتی در خور هرکس چو ز اول دادند
بیقراری به من و خواب به مخمل دادند ۱
چون سر از کوچه زنجیر نیارم بیرون؟
که عنانم به کف زلف مسلسل دادند ۲
چشم هرسوی مگردان که درین تنگ بساط
خواب آسودگیی بود، به مخمل دادند ۳
مژده آمدنت سنگ به محفل برساند
برگ برگ چمن آیینه به صیقل دادند ۴
شکر این تلخ نگاهان به چه عنوان گویم؟
که به من شهد ز پیمانه حنظل دادند ۵
تن به مالش ده و از دردسر آزاد نشین
لوح تعلیم به دست تو ز صندل دادند ۶
موسم عالم آب است برون آ صائب
سبزه ها بوسه به کنج لب جدول دادند ۷
بیقراری به من و خواب به مخمل دادند ۱
چون سر از کوچه زنجیر نیارم بیرون؟
که عنانم به کف زلف مسلسل دادند ۲
چشم هرسوی مگردان که درین تنگ بساط
خواب آسودگیی بود، به مخمل دادند ۳
مژده آمدنت سنگ به محفل برساند
برگ برگ چمن آیینه به صیقل دادند ۴
شکر این تلخ نگاهان به چه عنوان گویم؟
که به من شهد ز پیمانه حنظل دادند ۵
تن به مالش ده و از دردسر آزاد نشین
لوح تعلیم به دست تو ز صندل دادند ۶
موسم عالم آب است برون آ صائب
سبزه ها بوسه به کنج لب جدول دادند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۹۶ - گر به شاهان جهان مسند عزت دادند
گوهر بعدی:غزل ۳۴۹۸ - با لب تشنه جگر سر به سرابم دادند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.