هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از صائب تبریزی بیانگر تجربیات روحانی و عرفانی شاعر است. او از دریافت موهبتهای معنوی مانند بیهوشی از جام صفات، سرمه خامشی و آب حیات از تبخاله خود سخن میگوید. شاعر خود را رهروی صادق و تشنه معرفی میکند که با وجود گرفتاریهای روزگار، نجات یافته است. در پایان، او به وحدت وجود و بازگشت به اصل خود اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر قابل درک است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۴۹۹ - داروی بیهشی از جام صفاتم دادند
داروی بیهشی از جام صفاتم دادند
سرمه خامشی از نقطه ذاتم دادند ۱
گرد راه عدم از خویش نیفشانده هنوز
تنگ چشمان حوادث به براتم دادند ۲
منم آن رهرو لب تشنه که از صدق طلب
هم ز تبخاله خود آب حیاتم دادند ۳
گرچه از عشق کشیدند به صد بند مرا
از گرفتاری ایام نجاتم دادند ۴
آخر کار من و بید تهیدست یکی است
که پس از خشک شدن آب نباتم دادند ۵
چشم بر هرچه درین باغ گشودم صائب
یاد ازان دلبر شیرین حرکاتم دادند ۶
سرمه خامشی از نقطه ذاتم دادند ۱
گرد راه عدم از خویش نیفشانده هنوز
تنگ چشمان حوادث به براتم دادند ۲
منم آن رهرو لب تشنه که از صدق طلب
هم ز تبخاله خود آب حیاتم دادند ۳
گرچه از عشق کشیدند به صد بند مرا
از گرفتاری ایام نجاتم دادند ۴
آخر کار من و بید تهیدست یکی است
که پس از خشک شدن آب نباتم دادند ۵
چشم بر هرچه درین باغ گشودم صائب
یاد ازان دلبر شیرین حرکاتم دادند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۹۸ - با لب تشنه جگر سر به سرابم دادند
گوهر بعدی:غزل ۳۵۰۰ - قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.